یک وبلاگ آزاد ! هر انتقادی به جاست.

مطالعه

امروز رفتم پارک ، یک دفتر برداشتم و شروع کردم به نوشتن : 

در پارک نشسته ام ، منتظر هیچی نیستم ، در واقع برای همین آمدم پارک. یک آقایی در حال حرف زدن با موبایل از کنارم رد شد داشت میگفت » همینجوری که نمیشه

قبلش هم دو تا خانم رد شدند و آن یکی که جوان بود به مسنه میگفت  » خواهر شوهرم اینا اومدن منم هندونه و زرد آلو آوردم بعد رفتیم هفت حوض ، شوهرم بستنی خرید . ( چقدر ساده و زیبا از زندگی لذت میبرد و با غرور از آن یاد میکند ! )

همه چیز در اینجا " آرام " است. با اینکه صداهای جور واجور می آیند ولی بسیار آرامش حکم فرماست. گلهای صورتی نمایان اند . من الان در نیمکت چهارم ضلع غربی پارک نشسته ام . ( اگر از منظور از شمال ، خط عمود بر خیابان .... باشد )

چند نفر با وسیله ورزشی بازی میکنند. .. .


حدود 3 صفحه نوشتم ، ( نیم ساعت شد ) چیزی که متوجه شدم اینه که محیط خیلی بر نوشته تاثیر داره ، یعنی موضوع نوشتن رو محیط تعیین میکنه ، حالا فرض کنید بخوایم توی اتاق با دمای معتدل پشت میز بنشینیم و انتظار داشته باشیم شاهکار هنری خلق کنیم ، کاملا نادرسته ، باید خیلی تجربه داشت ، پس بهتره توی محیطی قرار بگیریم که بشه موضوع نوشته رو ازش بیرون کشید ، مثلا من در همین نشستن در پارک ، کلی موضوع خوب در مورد نوشتن پیدا کردم .

مثلا یاد گفتگویی با دوستم افتادم که به این بحث اخیر که چند تا جوون رو به خاطر ویدئویی که منتشر کرده بودند دستگیر کردند مربوط میشد ، آره درباره ی همین کلی میشه نوشت ! 

به هرحال تکلیف معلوم نیست ، حالا بنویسیم که چی بشه ؟ نمیدونم ... اصلن دارم چرت و پرت میگم تا این وبلاگ پوسیده نشه ...

به هرحال در ایام امتحانات ایم ، فرصت های بسیار خوبی برای استراحت هست در حالی که این فرصت ها رو گذاشتن تا درس بخونیم ... نمیدونم ، آخه درس بخونیم که چی بشه ؟ راننده تاکسی بشیم یا پیشخدمت هتل هرمز ( این مورد دومی رو به واقع به چشم خودم دیدم ، طرف لیسانس داشت !)

اگر قرار باشه با درس به جایی برسیم باید ممتاز در حد جهانی باشیم ! دلم میسوزه برای بعضی دوستام که خودشونو در راه درس هلاک میکنن ، اصلا بلد نیستن راجع به موضوع دیگه ای حرف بزنن . یکی از دوستام هم هست که خیلی کتاب میخونه ولی نمره ادبیاتش رو شده بود 4 از بیست ! حالا یعنی اونی که 20 شده از ادبیات بیشتر از این حالیشه ؟ 

یکی از بچه ها میگه : تو تفریحت چیه ؟ درس ؟ 

چرا این بشر نمیفهمه مطالعه هم تفریحه ؟ 

sina S.M
سنا ر...............
۰۴ شهریور ۱۹:۳۳
سلام
به نظرم مطالعه بهترین تفریحه
عاشق کتب تاریخی هستم اما برای این که از دنیا بی خبر نباشم در کنار کتاب های تاریخی همه جور کتابی می خوانم
به نظر من توی کتاب یه زندگی دیگه جریان داره یا حداقل برای من این طوریه
اگر کتابی برام جالب باشه 200 تا400 صفحه رو سریع می خوانم بعدش هم دوستان و خانواده یه جوری بهم نگاه می کنن انگار که آدم فضایی دیدن
وب خیلی خوبی دارید
وبلاگ تون رو لینک کردم
با آرزوی موفقیت برای شما
pou 617
۰۵ خرداد ۱۴:۰۴
من امروز رفتم گیم نت، (تو وقت استراحت امتحانام.)
ایده گرفتم راجب تفاوت آپ هم هستم با همون تفاوت، اگه مایل بودین در خدمتم.
پاسخ :
جالبه !! همیشه میخواستم برم گیم نت ولی جرئت روبرویی با لات و پوتا رو نداشتم
کمند سلیمانی
۰۵ خرداد ۱۰:۵۰
صادق هدایت؟ :))
خب دوران نوجوانی است دیگر چ میتوان کرد؟
البته کلن آدم شادیم،از هر کی بپرسی میگن دلقک :| خب آدم گاهی خُل میشه دیگه!! :دی
کمند سلیمانی
۰۴ خرداد ۲۰:۲۵
Are un ke kamelan doroste man khodamm naghashi mikesham va az ruye olgu kheili behtar dar miad albate taraf bayad kheili herfeE bashe ta betune ba tasavor khodesh naghshi bekeshe!/:) mn alan bayad ozr bekham ke bejaye Estefade az vazheye "latin" goftam finglish??????????!
کمند سلیمانی
۰۴ خرداد ۱۹:۰۷
درس فقط زمانى به درد مى خوره که مدرکت دکترا باشه!بنده به شخصه ترجىح مىدم با تجربه پىش برم و البته در کنارش درس!موافقم که براى نوشتن ىک متن خوب باىد در ممىط مناسب باشبم!البته امکانش خىلى کمه به همىن دلىل مى خوام سوالى بپرسم مىشه با تصور فضاى خوب همون حسىو در نوشته منتقل کرد که وقتى تو پارک هستىم ىا ىک فضاى آزاد هستىم؟؟(به همىن دلىل فىنگلىش جواب دىدگاهتون رو مىدم!!)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان