کتاب (مناسب) بخوانیم !

یک وبلاگ آزاد ! هر انتقادی به جاست.

کتاب (مناسب) بخوانیم !

یک وبلاگ آزاد ! هر انتقادی به جاست.

کتاب (مناسب) بخوانیم !

من فکر نمی کنم ما کور شدیم ,
فکر می کنم ما کور هستیم , کور اما بینا , کورهایی که می توانند ببینند اما نمی بینند.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
یادداشت های روزانه ویرجینیا وولف را میخواندم . در مقدمه اش همسرش لویی وولف ( یا یه همچین چیزی ) نوشته بخش های زیادی از کتاب که نیش و طعنه و ازار به افراد زنده محسوب میشد را حذف کرده . 

اما وولف ان یادداشت ها را بی هیچ سانسور یا رعایت هنجار نوشته که کاری بس مقدس در نویسندگیست . سوال اینجاست که تا چه حد قبول دارید یک رمان افشاگرانه نوشته شود . ایا آن را میخوانید ؟ ایا اگر در دایره افرادی که در کتاب مورد اشاره واقع شده اند قرار گرفتید ، دوست دارید کتاب در سرتاسر جهان پخش شود ؟ 
این را مد نظر قرار دهید که کتاب مذبور حتی کوچکترین تغییر اسم یا تخیل را هم شامل نمیشود . 


  • sina S.M

نظرات (۷)

نه زیاد اینجوری نیست که اگه حتماً از روی واقعیت بنویسی بهتره یا صرفا تخیل کنی بهتره، اولیشو می‌گیم نوشتن بر اساس تجربه‌ی زیسته و دومیشم اگه درست یادم باشه سفر درونیِ نویسنده است. هرکودومشون جای خودش  به کار میاد، دقیقاً من باید براساس کودوم تجربه‌ام از زبان اول شخص راوی صحنه‌ی زاییدن جنین رو بنویسم؟ من هرگز امکان چنین تجربه‌ای رو ندارم و از طرفی می‌دونیم قبلاً نویسنده‌های مردی بودن که این صحنه‌ی زنانه رو شدیداً خوب از آب در آورده باشن.
از طرفی من دقیقاً چجوری باید راجع به یک روز خاص از تاریخ بنویسم، در یک شرایط خاص اجتماعی؟ مثلاً کودتای دوره مصدق؟ خب هرچیم بشینم تصورش کنم چرت و پرت می‌شه، ناچارم یا خودم تجربه‌اش کرده باشم، یا از تجربه‌ی بقیه استفاده کنم.
من باز رو نظرم میمونم که هیچ کودوم ذاتا و خام ملاک خوب تر یا بد تر بودن نمی‌تونن باشن، باید دید کارکردش چیه؟ 

و اینکه دقیقا اون قسمت که بد توضیح دادم تو کامنت قبلی رو برام مشخص کنید شاید بتونم از آشفتگی و درهم برهمیش درش بیارم و مزخرف نشه =)))))
پاسخ:
شما بد توضیح ندادی امید جان من درکم پایینه:)) فکر کنم اقای ابریشمی اون بخش رو بفهمه . فقط میتونم بگم هیچ بات موافق نیستم که میگی خوش اومدن از چیزی یه چیز بی ارزشه چون بر اساس احساسه ‌ . درسته احساس به لحاظ کاربردی و تولید سود هیچی نیس و به نظرم در مواردی خانمان سوز و بی فایدست . ولی خب مسخرست که بگیم چون یه چیز احساسیه پس بی ارزشه .
احساس لذت رو الان از خودت بگیرن در ظرف چند هفته خودکشی میکنی ...  باز نمیدونم حرف تو این بود یا نه . راستش برا من خیلی گنگ بود . هیچم خجالت نمیکشم بگم یه چیزیو نفهمیدم . :دی 


راستش بحث بر سر اینکه چرا واقعیت رو نوشتن و افشاگری و اینا بهتر از آب در میاد برای من یه موضوع حل شدس چیزی نیس که بیام بابتش با کسی بحث کنم میبخشی منو :) من متن حبیبه جعفریان در باره لزوم نوشتن خودنگاره یا memoir رو سال ها پیش خوندم و تازه دارم میفهمم چی میگفت  . و اینکه ارزش یه خودنگاره چندین برابر یه داستانه . برای خود نویسنده نه مخاطب بی نام و نشان . و خب نویسنده با نویسنده فرق داره این بحث شما شبیه اینه که بیای بگی : رنگ آبی قشنگ تر از صورتیه به این دلایلی که الان میگم . 

خب میتونی ابی رو دوست داشته باشی ولی من صورتی رو ترجیح میدم :))


میخوای رمان افشاگر بنویسی؟ ;) 
منم با ستاره موافقم..ولی فرض کن درباره نزدیکانت مثلا پدرو مادر و فامیل و..همه واقعیتا رو بنویسی بعد همونا بخوننش و بدونن نویسنده ش کیه...چه شود.....
اعترافات ژان ژاک روسو هم بر اساس واقعیته دیگه..نصفشو خوندم
پاسخ:
بله میخوام .
 سالهاست که تحت تاثیر متنی از حبیبه جعفریان درباره اهمیت خودنگاره ها هستم . 
اون خانم هم ادم افشاگریه و واقعا پیامد هاشو پذیرفته . حتی یبار درباره من نوشت توی مجله جوان ! واقعا حرصم در اومد که یک نفر منو نقد کرده و دست و پام حسابی بستست که جوابشو همونجا بدم :) 
به نظرم اینجا دوتا بحثه، اول ترجیه‌های شخصی، مثلاً من گونترگراس دوست ندارم، ساموئل بکت دوست دارم، دوم بحث ارزش، قطعاً من همونقدر که برای ساختار شکنی ساموئل بکت ارزش قائلم برا زبان طنز (مرجع اشاره‌ام طبل حلبیه، هرچند زبان اصلی نیست و ترجمه‌ست و به نظر نباید راجع به زبانش حرف زد). گونتر گراس هم ارزش قائلم یا برای کلان روایتش.

حالا باید دید به رمانی که قراره راجع به شخص خودم مطالبی رو بیان کنه چه نگاهی قراره داشته باشم. آیا به دید ادبیات جدی نگاهش می‌کنم؟ یا صرفا یه مخاطبم که می‌خواد از یه چیزی لذت ببره، هرچی...
اگه ادبیات جدیه این قضیه یه ارزشه، اون وقت ترجیه‌های شخصی من کشکه، باید دید این که بیای از به یه انسان تو دنیای واقعی در رمان اشاره کنی چه کارکرد داستانی داره؟ و چه نظام معنایی‌ای رو شکل میده و متعاقباً چه زیرلایه‌هایی به وجود میاره؟ 
اگه صرفاً می‌خوام ازش لذت ببرم و یه مخاطب عامم، اونجا دیگه هر نظری میتونه به گستره‌ی جامعه‌ی آماری ما وجود داشته باشه.
اما خب اینا که پاسخ به سوال نیست! تازه گیج کننده تره، ما نیاز داریم بدونیم بهتره به ادبیات جدی نگاه کنیم یا تفننی؟ (که این باز خودش در انتها یه ترجیه شخصیه). من استدلال می‌کنم، نظری که صرفاً به "خوشم اومد" یا "خوشم نیومد" یا امر "دوست داشتن" محدود بشه، نظر بی ارزشیه. چرا؟ چون صرفاً احساسه، بر اساس شخصیت‌های متفاوت آدم‌ها و ما می‌دونیم که جاممعه آماری در بزرگترین حالتش دچارِ تعادلِ، یعنی قضیه 50 50 عه. از طرفی چنین نظرهایی معتبر نیستند. ممکنه روز نظرسنجی یه عده کشورشون دچار جنگ بشه، نظرا همه منفی بشه، یه عده با یه ابر قدرت پیمان صلح ببندند نظرا همه مثبت بشه. و چنین نظرهای از روی شکمی دقیقاً چه کمکی به ما می‌کنه؟ هیچی یک سری اطلاعات اضافه که فقط مارو گیج می‌کنه، چون هیچ الگوی ثابتی نمیشه از توش در آورد.
اما اگه مخاطب جدی باشی و این برات ارزش باشه، می‌ری می‌گردی ببینی این که ازت توی یک رمان افشاگری شده کاربرد داره یا نداره؟ حکمت داره یا عبثه؟
پاسخ:
زیادی تخصصی شد . 
واقعیت خب باعث میشه اون اثر ادبی یه جور درخشش بیشتری داشته باشه . روابط علت و معلولی به طور درستی پیش بره . مثل نقاشی از رو طبیعته . میگن برا نقاشی کردن یک برگ تخیل شاید ده تا برگ در اختیارت بگذاره ولی طبیعت هزاران برگ در اختیارت میگذاره. 

بخش اخر کامنت رو نفهمیدم . :)


نه دوس نداشتم بنویسه!ترجیح میدم افکارش راجب من فقط بین خودمون باقی بمونه!
اونطوری حس میکنم دیگه رابطمون محدود به خودمون دو نفر نمیشه،و خب معذبم میکنه
پاسخ:
اگه اون رابطه وجود نداشته باشه چی ؟ :) شاید یه روزگاری باهاتون رابطه ای داشته :!
  • ستــ ـاره
  • خیلی بی دقت خوندمش متنتو. شیم آن می.

    الان که بهش فکر میکنم میبینم اگه درمورد خودم هم باشه ، بازم فرقی نمیکنه. 
    واسه اونهایی این موضوع مهمه که سعی میکنن خود واقعیشونو از بقیه پنهان کنن. 
    البته ممکنه نویسنده مرتکب قضاوتهای نادرست درباره شخص بشه ولی بنظرم اون خوانندست که باید اینها رو در نظر بگیره...  بالاخره خیلی جاها ما توی زندگی حواسمون نیست قضاوت اشتباه میکنیم.

    شایدم الان اینقدر مثلا منطقیم. اگه یکی از روی خودم رمان بنویسه یهو دیدی قاطی کردم :دی

    پاسخ:
    اره همیشه فکر و عمل زمین تا اسمون فرق دارن . ولی باز خوبه در زمینه فکری اوکی هستی :) حداقلش اینه که اگه یه رمان افشاگر نوشته بشه تو اونو خواهی خوند ! 

    البته یکی از خواننده ها به صورت خصوصی نظرشو گفت که جالب بود : 

    اونو میخوندم و اگر در دایره اون افراد بودم مهم نبود چون فقط خودم اینو میفهمم 


  • ستــ ـاره
  • یجورایی دیگه تفاوت بین واقهیت و شخصیت هارو تشخیص نمیدم!!! فکر کنم خیلی تفاوتی نداره برام اینکه واقعی باشه همه چیز یا نه...
    پاسخ:
    اگه خودت هم یکی از اون شخصیت ها بودی همین فکرو میکردی ؟ امکان نداره در اون صورت بی تفاوت باشی . 

    اینو توی پست هم پرسیدم البته :)
    در حد حتی تغییر ندادن اسم باشه، بااینکه چندین کیلومترها با نویسنده فاصله داشته باشم باز هم حس میکنم یکی رو در رو منو گرفته به حرف و تند تند حرف میزنه و انتظار داره در آخر قضاوت کنم، فک کنم بیشتر از نصف رمان اینچنین رو نتونم بخونم. :)
    پاسخ:
    ممنون :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">