کتاب (مناسب) بخوانیم !

یک وبلاگ آزاد ! هر انتقادی به جاست.

کتاب (مناسب) بخوانیم !

یک وبلاگ آزاد ! هر انتقادی به جاست.

کتاب (مناسب) بخوانیم !

من فکر نمی کنم ما کور شدیم ,
فکر می کنم ما کور هستیم , کور اما بینا , کورهایی که می توانند ببینند اما نمی بینند.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۲۵ مطلب در دی ۱۳۹۵ ثبت شده است

تعقیب گوسفند وحشی

پنجشنبه, ۳۰ دی ۱۳۹۵، ۰۵:۰۳ ب.ظ

دوباره دارم میخوانمش. از معدود کتاب هایی که بعد از کنکور خواندم قبل از آنکه حسابی درگیر اسمارت فونم بشم. 


یکی از گنگ ترین کتابایی بود که خواندم. شاید به خاطر اینکه جزو یک مجموعه سه جلدی از موراکامیست. شاید به خاطر سانسور.

 باید دوبار خواند تا واقعا این کتاب عجیب را فهمید ... 

با وجود تخیل بی حد و مرز و گنگی های متعدد در کتاب ، این اثر یک شاهکار به تمام معناست ... 



بخشی کوتاه :


همه عکس‌های تنهایی که از او توی آلبوم بود، کنده شده بود. عکس‌های دو نفره‌مان، بریده شده بود و قسمت‌هایی که او در آن بود با دقت جدا شده و عکس مرا تنها گذاشته بود. عکس‌هایی که من در آن‌ها تنها بودم یا عکس‌های کوهستان، رودخانه و گوزن و گربه دست نخورده مانده بود. سه آلبوم عکس به یک گذشته‌ تجدید نظر شده تبدیل شده بود. انگار از بدو تولد تنها بودم، همه روزهای زندگی ام را تنها بوده‌ام و تنها هم خواهم ماند.
یک زیرجامه، دست‌کم میتوانست یک زیرجامه باقی بگذارد.
این انتخاب او بود و انتخابش همین بود که هیچ ردی باقی نگذارد. میتوانستم، همانطور که فکر میکردم قصد او هم همین بوده، آن را قبول کنم یا خودم را متقاعد کنم از همان ابتدا هم وجود نداشته. اگر او هیچ وقت وجود نداشت، پس زیرجامه اش هم وجود نداشت. 

  • sina S.M

I'm only human after all

چهارشنبه, ۲۹ دی ۱۳۹۵، ۰۲:۴۲ ق.ظ




 Maybe I'm foolish, maybe I'm blind 
Thinking I can see through this and see what's behind 
Got no way to prove it so maybe I'm blind 

But I'm only human after all, I'm only human after all 
Don't put your blame on me 
Take a look in the mirror and what do you see 
Do you see it clearer or are you deceived in what you believe 

Cos I'm only human after all, you're only human after all 
Don't put the blame on me 
Don't put your blame on me 

Some people got the real problems 
Some people out of luck 
Some people think I can solve them 
Lord heavens above 
I'm only human after all, I'm only human after all 
Don't put the blame on me 
Don't put the blame on me 

Don't ask my opinion, don't ask me to lie 
Then beg for forgiveness for making you cry, making you cry 

Cos I'm only human after all, I'm only human after all 
Don't put your blame on me, don't put the blame on me 

Some people got the real problems 
Some people out of luck 
Some people think I can solve them 
Lord heavens above 
I'm only human after all, I'm only human after all 
Don't put the blame on me 
Don't put the blame on me 
I'm only human I make mistakes 
I'm only human that's all it takes to put the blame on me 
Don't put your blame on me 

I'm no prophet or messiah 
Should go looking somewhere higher 

I'm only human after all, I'm only human after all 
Don't put the blame on me, don't put the blame on me 
I'm only human I do what I can 
I'm just a man, I do what I can 
Don't put the blame on me 
Don't put your blame on me 

  • sina S.M

یه زمانی اس دونی من پر بود از اس های تو ... حالا اینا جاشو گرفته .. دقیقن 

از وقتی که رفتی این تبلیغات قارچ وار روزانه چیزی حدود ۲۰ اس‌ام‌اس میفرستند . 

آهنگ پس زمینه این پست 


کامنتت مخفی مانده بود بین الباقی کامنت ها :/ زین بابت ناچار گشتم اینجوری جبران کنم


فکر کنم خودمم تو همین رنج باشم :/ 


+ آهنگ خوب و این صوبتا 


دریافت


قضیه اینجاست که وقتی اینو دانلود کردم هیچ علاقه ای بهش نداشتم . نمیدونم چی شد که سیوش کردم ... ولی چند وقتی هست که کشفش کردم ...


به خودم اومدم و دیدم تو کل نیم ساعتی که دارم توی پارک قدم میزنم این لامصب تنها چیزی عه که تو گوشم پخش میشه ... به نظرم بسترش اونقدر وسیع و گلوباله که میشه هر احساسی رو بهش نسبت داد و همدردی دونست . یه جور داریم خودمونو گول میزنیم ... ولی حقیقت ترسناک اینه که جواب میده .. لاقل برا من که داده 

  • sina S.M

I look old !!

دوشنبه, ۲۷ دی ۱۳۹۵، ۰۲:۳۱ ق.ظ


در راستای تقویت زبان و نیز عاشنایی با فرهنگ اروپایی با این خانم چت کردیم. اول قیافشو ببین و سنشو حدس بزن ... 


بهش نمیاد سی باشه ؟؟؟ بعد این ادم ۳ سال از من بزرگتره ... ناموسن این ۲۲ نمیاد باشه ! حالا بگذریم قضیه اینه که نباید به خانم های خارجی درباره ی سنشون تصورات واقعیتونو بگین چون توهین تلقی میکنند ! :/




الباقی در ادامه :/ ببینید این خانم یک بار بهش گفتم به نظر سی ساله میای ، بعد قشنگ دهن مارو سرویس کرد از بس به این موضوع اشاره کرد. بخش های اشاره شده قرمز شدن :/ 


  • sina S.M

باشه ... همونجور که تو میخوای

شنبه, ۲۵ دی ۱۳۹۵، ۰۷:۰۳ ق.ظ




دریافت

  • sina S.M

از افتخاراتم اینه که ...

پنجشنبه, ۲۳ دی ۱۳۹۵، ۰۳:۲۸ ق.ظ

از هولدن خوشم نیومد ... شباهنگ رو یه پستشو نتونستم کامل بخونم ... آقا گل رو تا وقتی که واجب شد نرفتم تو وبش ... مترسک کی هست اصلا ؟! سروش هم یه زمانی خواننده ثابتم بود ... اهان داشت یادم میرفت . وبلاگ کمی تا قسمتی طنز که یک زمانی اولین وبلاگ بود تو صفحه برتر های بیان ... باهاش دعوام شد و صاحبش بی اف دوستمه :/ (البته الان اونجا پوکیده)

یه سری لیست سیاه هم دارم که همینجوری دلم خواسته نرم تو وبشون . مثل فلانی که نظراتش همه جا هست و عکس پروفایلش هم خیلی به لیست سیاه شبیهه ! 


دیگه اینکه ... آهان این یکیو نمیشه گفت :پی ... لاقل الان ... 


حقیقت اینه که دنیای بیان انقدر کوچک است که باید حواست باشد بیش از حد سرگرمش نشوی ... مگرنه میبینی که او سرگرم تو شده .

+ خب حالا جایزه بهترین ادمی که تو بیان میشناسم نه میرسه به پاییز که قدیمی ترین خواننده ثابتمه نه میرسه به معدود اساتید سلبریتی که خواننده اینجایند و دستشان را میبوسم و نه میرسه به پرهام که هر دو هفته یه بار اسباب کشی میکنه یه جایی و متفکر ترین کسیه که من تو مجازی دیدم ! نه حتی میرسد به دشمنان عزیز تر از جانم که تعدادشان فکر کنم سرجمع ۱۰ تا هم نمیشود ... 


جایزه میرسد به تو ! ف. بانو ! :) 👒👒👒👒👒

 وبلاگ جدیدتو نزدم :) چون میدونم فراری ای :)


تو بهترین ادمی بودی که تو بیان و به طور کلی تو کل اینترنت دیدم ! و هدیه در گوشی من به تو اینه : ازش فاصله بگیر ... از مجازی :)

(اینجا جایی عه که در گوشی ها بولد میشوند !)

.

.

.


این نقاشی هم با عشق تمام و این مخلفات و اینا تقدیم به تو :*  البته نسخه کاملش تو اینستا هست ادرس اونجارم که داری :پی 


 #myart 


_از اتاق فرمان اطلاع میدن که : داداچ اشتباه کادو دادی امروز تولد یکی دیگه بود !

  • sina S.M

رفتم جلو

چهارشنبه, ۲۲ دی ۱۳۹۵، ۱۰:۲۵ ب.ظ

رفتم جلو ... 


بعد خندیدیم ... رفتم عقب 


- خواستم بیام دست بدم ..

و باز خندیدیم. 


- اشکالی نداره که ! بیا ..

بعد دستش را جلو آورد. 


دستش را فشردم. 

به نظرم خیلی بی جنبگی بود که از اینکه دست دادم باهاش خوشحال شدم. 

فکر نمیکردم آدم به این معروفی اولین کسی باشد که برایش این قانون را میشکنم ! 


سریع بحث را عوض کردم. 

-میشه این کتابا رو برام امضا کنید ؟ 


- البته 


اولی را با نام سینا امضا کرد. 


فکر کنم دومی را هم همینطور ... یادم نیست. 

بعد من گفتم : میشه اسمم رو ننویسید ؟ برای افراد مختلفه ... 


- خب اسمشونو بگو ...

- نمیدونم ... فقط رو همشون ننویسین سینا ...

خندید ...

- باشه ... پس حداقل یه تقدیم میشود ٬ مینویسم. 

- مرسی ...


رفتم و نشستم . . . 

  • sina S.M

کافیه یه نخ ماهیگیری رو بندازی تو آب ، بعد چند ثانیه ، چوب پنبه ی قلاب حتمن میره پایین. این ماهی ها احمق تر از ماهی های جاهای دیگه نیستن ، موضوع این نیست ، تنها چیزی که اونا میخوان اینه که از آب بیاریشون بیرون ، از اونجا خلاص شون کنی. 

بیرون آب ، یکهو بهتر نفس میکشن ، تازه از شر سوزش ها و خارش هاشون هم خلاص میشن ، واسه همینه که راضی ان. بعدش میتونی هرکاری دلت خواست باهاشون بکنی ، ولشون کنی رو علف ها بمیرن یا سرشون رو بکوبی به یه سنگ ، فقط برشون نگردونی رودخونه به این بهونه که خیلی کوچیکن یا خوشگل نیستن ، تنها چیزی که میخوان همینه. توقع زیادی ندارن. 

گاهی وقت ها، رد که میشم ، وا می ایستم با ماهیگیر ها گپ بزنم. واسه اینکه سر صحبت رو باز کنم ، ازشون میپرسم :" وضع صید چطوره ؟ "

بهم جواب میدن " شکایتی نداریم. "

با یه نگاه به ته سطل هاشون ، همه چی رو میشه دید، شگفت آوره. خیلی از بیماری های پوستی ، لکه های قرمز، التهاب. بعضی هاشون یه چیزی مثل کچلی دارن و با لکه های بزرگی فلس هاشونو از دست دادن . تاول چرکی ، و چشم های همشون قرمز و خون گرفته. اشتها آور نیستن ، همین رو باید گفت ، ولی این کسی رو دلسرد نمیکنه ، هرجور فکر کنی ، صید فوق العاده ایه و هیشکی سخت نمیگیره. 


منگی؛ ژوئل اگلوف


+پست معرفی 

  • sina S.M

لعنتی تموم شد به همین سادگی ؟؟؟

سه شنبه, ۲۱ دی ۱۳۹۵، ۰۳:۰۷ ب.ظ

فک کنم تموم شد رابطمون . تسلیت میگم به خودم . یادم باشه وقتی عزادارم با کسی حرف نزنم ... اه 



  • sina S.M

انا لله ..‌ و انا الیه راجعون ...

دوشنبه, ۲۰ دی ۱۳۹۵، ۰۹:۱۶ ب.ظ
نباید میرفتی ‌. 
باید هر سال میخندیدی ... آنقدر که بعلت خنده زیاد رویت لقب هم بگذارند . 

باید باز هم از کلاس های کسل کننده اضافی با ۵۰ تا شاگرد تشکیل میدادی . 

کلاس هایی که هرگز نتوانستم تحمل کنم . 

باید میماندی و کاری میکردی که به بچه ها بربخورد . به خاطر درس نخواندشان . 


جایگاهت والیست ... لبت همیشه خندان مَرد . نمیدانم چرا .. ولی حس میکنم بهترین معلمی بودی که داشتم .. وقتی که حس میکردم بدقواره ترین دانش اموز مدرسه ام برگشتی و بمن گفتی آقا سینای خوشتیپ ... و من گفتم : با منی؟ خوشتیپ کجا بود ...  
یک بار گفتی بچه ها برای سینا یه شونه بخرید ... 

سوال را برایت حل کردم و زنگ بعد وقتی وارد کلاس شدی با من محکم دست دادی و من یک خنده خجالت وار تحویل دادم ... نمیدانستم تو اولین کسی باشی که برای مرگش اشک در چشمانم حلقه میزند . مو نداشتی . اما سیمای نورانی ات پوزخند میزد به تمام مو دار ها 

بدان که تو برده ای . تویی که به ما میخندیدی و میگفتی روزی که شما کنکور بدین من خوابم ... راست میگفتی ... و به ریش ما میخندیدی و به اینکه معلمی با حقوق مناسب هستی و نیازی نیست مثل ما درس بخوانی خوشحال بودی . ... 

تجارب فوق العاده و جذابی توی عمرت داشتی . حتی با مدیر مدرسه تان دست به یقه شده بودی ... هر کس از تو سوالی داشت درست جواب میدادی . دنبال این بودم که از تو یک ننگ بکشم بیرون ، یک نقطه ضعف . ولی وقتی نگاه پاک و زحمتکش ات را میدیدم. دلم رنگ و بوی یوسف وار تو را میگرفت ... دیگر دنبال ایراد و سوتی نبودم ... اصلا نمیشد ... راه نداشت ‌. رفیق خدا بودی .. 

بدان که تمام خنده هایت درست بود . تو از ما بهتر بودی . زندگی سالمی داشتی . صبح ها در ماشین اخبار میخواندی و بعد گوشی را میگذاشتی کنار ... 

تو درست بودی و ما غلط ... تو میخندیدی ... هیچ معلمی به اندازه ی تو نمیخندید. گلچین روزگار .. عجب خوش سلیقه است .
  • sina S.M