کتاب (مناسب) بخوانیم !

یک وبلاگ آزاد ! هر انتقادی به جاست.

کتاب (مناسب) بخوانیم !

یک وبلاگ آزاد ! هر انتقادی به جاست.

کتاب (مناسب) بخوانیم !

من فکر نمی کنم ما کور شدیم ,
فکر می کنم ما کور هستیم , کور اما بینا , کورهایی که می توانند ببینند اما نمی بینند.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۱ مطلب در تیر ۱۳۹۴ ثبت شده است

سفید مرگ

شنبه, ۲۰ تیر ۱۳۹۴، ۰۳:۰۹ ب.ظ

چند وقتی است راجع به داروینیسم خوانده ام.

ترسناک است ! و بدتر از آن که حقیقت است ! اما در مورد خود داروین !

داروین پسر بچه ی تخسی که دائم در بیرون خانه و در طبیعت به سیر و سیاحت مشغول بود و از همان دوران خوش کودکی با رویارویی مستقیمی که با حشرات ، حیوانات و گیاهان جورواجور داشت روح طبیعت درونش دمیده شد و اینکه مفاهیمی مثل چندش یا ترس از جانواران و وسواس و الخ به هیچ وجه زمینه ی رشد را در وجود داروین پیدا نکردند.

داروین به جمع آوری کلکسیون ها خیلی علاقه داشت . انواع سوسک ها و دیگر موجودات دم دستی .

جایی خواندم داروین در دبیرستان درخششی نداشت و مانند اکثر دانشمندان تحصیلات ضعیفی داشت . ولی جای دیگری خواندم او با وجود اینکه علاقه ای به حفظیات آن دوران نداشت ولی نمرات خوبی کسب میکرد.


داروین به رهنود پدرش ابتدا در دانشگاه پزشکی خواند ولی با وجود وحشتناک ترین شیوه های پزشکی آن دوران (جراحی بدون بی هوشی ) با تنفر ، از این رشته بیرون رفت و بعد از مدتی به دانشگاه نرفتن و پرداختن به شکار و طبیعت گردی پدرش او را مجبور به ادامه تحصیل در الاهیات نمود. داروین در دانشگاه خود با شرکت در همایش های زیست شناسی و آشنایی با چند زیست شناس معروف ، به طور جدی (یا بهتر است بگوییم به شیوه ی آکادمیک و علمی) وارد حیطه ی مورد علاقه خود یعنی زیست شناسی شد. همین باعث شد او بعنوان یک زیست شناس ابتدایی و در حال یادگیری آن زمان انگلستان شناخته شود .


در اینجا بود که مهمترین اتفاق زندگی داروین که زندگی او و به طور کلی تاریخ علم طبیعت شناسی بشر  را به دو بخش قبل و بعد تقسیم نمود رخ داد! یعنی سفر علمی داروین با کشتی بیگل.

این سفر به یکی از زیست شناسان محول شده بود ولی زیست شناس مذکور با شناختی که به داروین داشت این فرصت را به او داد تا در این سفر ۵ ساله به آمریکای جنوبی به کسب تجربه بپردازد .


داروین ابتدا تمایلی نداشت ولی بعد متوجه اهمیت حیاتی چنین سفری برای یک زیست شناس شد و با کوله باری از نوشت افزار و دفتر  راهی کشتی بیگل شد.

در طی این سفر ۵ ساله داروین یادداشت های مشهور خود را نگاشت ، مشاهدات فراوان ، نتایج علمی بی سابقه ، رویارویی مستقیم با پدیده های طبیعی بسیاری که بشر آن زمان به چشم ندیده بود و تمام اینها باعث شد در سال های آخر سفر کشتی بیگل. جامعه ی علمی انگلستان برای بازگشت زیست شناس خبره و نامداری که چشمه های وسیعی از طبیعت را کشف کرده  لحظه شماری مینمود.


داروین به محض بازگشت فعالیت وسیع خود را در باره ی نشر و توسعه و توضیح آنچه در سفر بدست آورده بود آغاز نمود. حدود ۲۰ سال را در محافل علمی گذراند و در این مدت با جدیت درپی نگارش پربارترین کتاب خود تلاش میکرد. کتاب منشا انواع یا The Origin of Species به بسط نظریه ای میپردازد که برای بشر آن زمان (۱۸۵۰) به سختی قابل قبول بود ولی حقیقت همانی است که در این کتاب ذکر شده و امروز در جهان تدریس میشود. 

این حقیقت که تمام موجودات ، (جانواران و نباتات) که بدین شکل امروزی هستند هر یک فرآیندی پیچیده را طی کرده تا به این شکل رسیده اند و شرایط طبیعی (و گاهی مصنوعی)‌ منجر به تغییر شکل و ماهیتشان میگردد و اینکه هر موجودی که امروز بر زمین هست بواسطه ی انتخاب طبیعی از اجداد متفاوت خود به وجود آمده . کتاب به مقوله ی اهلی سازی حیوانات بدست انسان بسیار میپردازد و آن را مثالی بر تئوری خود میداند بدین شکل که انسان ها به واسطه ی انتخاب های خود ، حیوانات اهلی را به سود خود تغییر داده اند ، داروین میگوید هیچ احمقی نیست که حیوانات به درد نخور خود را زاد و ولد دهد .

بدین شکل است که گاو های اهلی ده ها برابر بیشتر از گونه های وحشی خود در سال شیر میدهند و همینطور در مقدار زاد و ولد و تعداد تخم های پرندگان اهلی همه اینها اینرا میرساند که بشر به واسطه انتخاب های خود (انتخاب های مصنوعی ) در حیوانات تغییر ایجاد نموده . به همان شکل طبیعت هم با توجه به شرایط طبیعی ، بواسطه انتخاب های طبیعی در حیوانات تغییر ایجاد میکند. گاهی تغییری در یک حیوان که منجر به بقای نسل آن حیوان شود (که همان انتخاب طبیعی است)‌منجر به نابودی گونه ای دیگر گردد و بدین جهت انقراض گونه ها رخ میدهد . گاهی انقراض یک گونه به بقای گونه ای دیگر نیز لطمه وارد میسازد و گاهی برای آن مفید است.

بدین جهت است که انسان نباید در انقراض یا تولید گونه ها تغییر ایجاد کند تا لطمه ای به نظام طبیعت وارد نشود .


این کتاب بعلت آنکه در خود انسان ها را هم بررسی کرده بود سروصدای زیادی در مسیحیت به راه انداخت ، با وجود آنکه کتاب زیاد به مقوله ی انسان ها نپرداخته (داروین بعد ها در کتاب دیگری بیشتر درباره ی انسان نوشت)‌ولی ثابت نموده که انسان ها و میمون ها صدها هزار سال پیش از اجداد مشترک خود جدا شده اند. جد مشترک میمون و انسان همان یک گام عقب تر از انسان های نخستین بوده. به طور کلی بشر آن زمان عقیده ای ایده الیسمی درباره ی پدیده ی خلقت انسان داشته درحالی که با کمی دقت میتوان فهمید انسان یک حیوان است و داورین جمله ی مشهوری دارد که میگوید : اگر جنس بدن ما از طلا یا نقره بود میتوانستیم بگوییم که ما جداگانه خلق شده ایم و ربطی به حیوانات نداریم . ولی بدن ما متشکل از گوشت و خون و رگ هایی است که در تمام حیوانات وجود دارد پس نمیتوان منکر آن شد که ما هم حیوانیم .


البته امروز در تمام محافل حتی مذهبی هم گفته میشود که بشر نوعی میمون پیشرفته است ولی آن زمان اینگونه نبود و به همین راحتی این نکته پذیرفته نمیشد. برای همین میگویند جهان قبل از داروین و بعد از داروین . 


  • sina S.M