کتاب (مناسب) بخوانیم !

یک وبلاگ آزاد ! هر انتقادی به جاست.

کتاب (مناسب) بخوانیم !

یک وبلاگ آزاد ! هر انتقادی به جاست.

کتاب (مناسب) بخوانیم !

من فکر نمی کنم ما کور شدیم ,
فکر می کنم ما کور هستیم , کور اما بینا , کورهایی که می توانند ببینند اما نمی بینند.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۳۱ مطلب در تیر ۱۳۹۶ ثبت شده است

ساعت پنج عصر

جمعه, ۳۰ تیر ۱۳۹۶، ۰۹:۴۳ ب.ظ


بگم که اصلا قرار نیس چیزیو لو بدم برعکس بقیه پست هام در مورد فیلما . 



فیلم عالی بود ! و خب غیر از اینم نمیشد انتظار داشت . با یه قسمتاییش تا حد مرگ میخندیدم (اولین باری بود که توی سینما میخندیدم ! از ته دل منظورمه !!)  و با یه قسمتاییش بغض گلومو چنگ میزد ! اینه که فکر میکنم بشه بهش گفت طنز تلخ یا کمدی سیاه یا هرچی که هست ...

هرچند فکر میکنم مهران مدیری برای خودش یه غوله اما میشد یه جور تازه وارد شدنش رو به سینما در این فیلم مشاهده کرد !! از تیتراژ سریالی خشک گرفته تا نحوه روایت . 

 باز هم میشد در این فیلم یک جور تعهد به تلویزیون رو دید . خبری از دیالوگ های رئال و خاصی که فقط در سینما پیدا میشود در اولین اثر سینمایی مدیری به چشم نمیخورد . سطح دیالوگ ها کلا همان تلویزیون پسند بود که مردم سراسر ایران بتوانند لذت ببرند این البته هدف خود مدیریه که مردمی تر باشه کاراش . 

حتما باید این فیلمو در سینما دید عین این خسیسا صبر نکنید سی دیش بیاد . یهو دیدی مورد دار شد پس تا داغه بچسبون !! 

و البته اکران استثنایی امروز خوبیش این بود که اولین اکران عمومی فیلم بود و از ساعت ۹ تا ۹ و نیم ۳ تا اکران داشت که من در سومی اش بودم . و حضور افتخاری خود مهران از همه باحال تر و خفن تر بود . 

تونستم با گوشیم ازش فیلم بگیرم و حتی خیلی از نزدیک موفق به این کار شدم ! بعد از فیلم صف وحشتناکی تشکیل شد که دو تا دوتا میرفتن باهاش عکس میگرفتن ؛ گرچه خیلی دوست داشتم ولی خب صف همیشه منو منصرف میکنه ، مخصوصا اون صف که اصلا انتهاش معلوم نبود .‌. 

گویا کلا مهران اصلا ازین کارا نمیکنه که با مردم عکس بندازه برا همین ملت اینقدر هیجان زده بودن . و استقبال اونقدری بود که کورش اعلام کرد شنبه هم مدیری میاد ! اونم برا چی ؟ فقط به خاطر عکس یادگاری با مدیری !!




  • sina S.M

میمون در حال بغض !!!!

سه شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۶، ۰۹:۱۵ ب.ظ

کلاس زبان رو یادتونه ؟ میمون رویادتونه ؟ 


دختر شنگول و منگولی که ازش حرصم در میومد . به دلایلی مثل خودشیرینی و لوس بودن و آی کیو نداشتن و اینا ‌..


امروز کلی بهش توپیدیم . 


میگفت گاهی وقت ها همزمان با ۱۰ نفر ریلیشن شیپ داره


انقدر بهش خندیدیم و تیکه بارونش کردیم که بدبخت بغض کرد ! 


اون یکی دختره هم میگفت تو با این کارت باعث میشی پسرا دیگه اعتماد نکنن به دخترا . بعد همزمان به خودش اشاره میکرد ... 


بعد میمون گفت کلا همه رابطه هام دو روز بیشتر طول نمیکشه .


بعد تیچر گفت چیکارشون میکنی مگه 😂😂 

بعد میمون گفت من یه شام میرم باهاشون بیرون میخورم بعد دیگه کات میکنم !


بعدم گفت خیلی هم خوششون میاد پیش من باشن ! 


بعد امیر گفت اوووه چه نوشابه ای برا خودش باز میکنه ! 

ازونطرف ص گفت : نوشابه نبود دلستر بود ! 


: اصلا شامپاین ! 


کل کلاس منفجر شد در حد چیا ! فقط خود میمون بغض کرده بود ! خب چرا خودتو اینقدر سوجه میکنی تو 😂


اگه خیلی کنجکاوید میتونم عکس میمونو براتون تو دایرکت اینستا بفرستم 😂😂 عکسی که تو پروفایل تلگرامشه . 



آخر کلاس تیچر گفت : سینا امشب چکار میکنی ؟ 


گفتم یه داستان مینویسم ! 


گفت : لابد داستان ماها ..


منم گفتم : نه ! ولی ایده از کلاس میگیرم واسه داستانم ! بعد یه لبخند شیطانی زدم ... نگفتم که قراره پست وبلاگش کنم !!! 😂😂😂😂


روی تگ کلاس زبان کلیک کنید تا به بقیه پست هاشم دسترسی داشته واشید .


×××× 


موزیک ویدئو جدید سلنا گومز به اسم فتیش چند روزی میشه اومده . خود موزیک ویدئو هیچی نداره فقط لب و لوچه گومزه . ولی خب آهنگش یه بخش اوج داره که خب من نمیگم خفنه چون در اون صورت مطمئن نیستم چه فکری دربارم میکنید ! ولی خب چیزی که برام جالب بود دیروز توی یوتیوب یه فیلمی پیدا کردم از یه دختری که احساساتشو نسبت به این آهنگ به شکل صد و پنجاه درصدی بروز میده و من واقعا دیدم فقط من نیستم که گاهی روانی یه تیکه هارمونیک میشم و کلا بشر های دیگه ای هم هستن . البته اون دختره یه تختش کم بود چون آخه برا چی باید از لذت بردنش از آهنگ اونجوری فیلم بگیره و خودشو مسخره کنه ؟؟ 


یعنی تا آهنگ میرسید به اون بخش اوجش دختره لبتابو پرت میکرد زمین من نمیدونم چطور سالم موند‌ . بعد به صورتش چنگ میزد و میگفت واااای ایهالناس این چیههههه سلنااااا لامصب ! 


بعد مثلا میرفت رو فاز هنگ بعد آخرش گفت الان نمیدونم چی بگم . دستشو نشون میداد میگفت احساس مور مور بهش دست داده و اینها ! خلاصه ویدئو فانیه :دی 


  • sina S.M

عوضی ها به بهشت نمیروند

دوشنبه, ۲۶ تیر ۱۳۹۶، ۱۱:۵۶ ب.ظ



مهم نیست چقدر مهربان باشید 


مهم نیست به چند تا گدا کمک کرده اید 


مهم نیست چقدر پدر و مادرتان را دوست دارید 


مهم نیست تا چه اندازه در قید اخلاقیاتی هستید که از بچگی در گوشتان خوانده اند 


مهم نیست چه میخورید با چه افرادی در معاشرت اید 


مهم نیست چه کتاب هایی میخوانید


مهم نیست فیلم های سانسور شده میبینید 


مهم نیست پاکدامن هستید 


مهم نیست بد دهن نیستید ! 


و مهم نیست زندگی کوفتی تان را در راه رضای خدا تا چه اندازه برای خودتان سخت کرده اید 


و مهم نیست مثل ناصر خسرو یا عطار یا امام محمد غزالی زندگی میکنید 


و مهم نیست نمرات درسی تان تا چه اندازه ممتاز است 


و مهم نیست کپی صد در صد بو علی سینا و رابعه عدویه هستید 


اصلا مهم نیست که کسی باشید که "ابلیس زهره ندارد که گرد او گردد"


صرفا فقط یک چیز مهم است و بد نیست بدانید .. 


عوضی ها به بهشت نمیروند . 


*تصویر : رابعه عدوّیه

  • sina S.M

هان ای دل عبرت بین از دیده عبر کن هان

ایوان مدائن را آیینهٔ عبرت دان

یک ره ز لب دجله منزل به مدائن کن

وز دیده دوم دجله بر خاک مدائن ران

خود دجله چنان گرید صد دجلهٔ خون گویی

کز گرمی خونابش آتش چکد از مژگان

بینی که لب دجله کف چون به دهان آرد

گوئی ز تف آهش لب آبله زد چندان

از آتش حسرت بین بریان جگر دجله

خود آب شنیدستی کاتش کندش بریان


...


در ادامه ی همین شعر اندکی جلوتر شاعر میفرماید  : 



مست است زمین زیرا خورده است بجای می

در کاس سر هرمز خون دل نوشروان

بس پند که بود آنگه بر تاج سرش پیدا

صد پند نوست اکنون در مغز سرش پنهان




* منظور بیت آخر : انوشیروان روی تاج پادشاهیش یه پندنامه حک شده بود . 

 شاعر در مصرع بعدی اشاره داره به اینکه انوشیروان حالا زیر خاکه و صد ها پند جدید  به جای اینکه روی تاجش پیدا باشه ، در داخل سرش پنهانه ، که با خودش به گور برده . 


قصیده ایوان مدائن ‌/ خاقانی 

  • sina S.M

بدشانس

شنبه, ۲۴ تیر ۱۳۹۶، ۰۷:۰۰ ب.ظ

بدشانسی یعنی تمام انرژیتو بذاری برای یه تکلیف و از بین اونایی که صفر نشدن تو نمره ات یکی مونده به آخری بشه 


بدشانسی یعنی کسی که از تو پرسیده فلان سوال یعنی چی و بهش توضیح دادی ابهاماتشو بره نمره کامل بگیره ازش ولی خودت نصف نمره رو بگیری اونم نمیدونی چرا ... 


بدشانسی یعنی اینکه ادرس ایمیل داده باشن که بتونی به نمرات اعتراض کنی ولی میدونی که هیچی نمیتونی اضافه کنی 😒 چون بای دیفالت بدشانس بدنیا اومدی ... 


کلا بدشانسم ... کلا ! 

  • sina S.M

سر شکسته

جمعه, ۲۳ تیر ۱۳۹۶، ۰۹:۵۱ ب.ظ

تاحالا سرتان شکسته ؟ من که خدا رو شکر هیچ جام نشکسته بیشترین آسیب دیدگیم مال زمانی بود که دروازه وایساده بودم و خواستم جلوی توپو بگیرم که دستم یکم برگشت ... بعدد یه هفته باند پیچی خوب شد . 


اما سر شکستن .. هیچ شکستگی ای بدتر از آن نیست ! توی مهدکودک که بودم و چند باری در سال های اول ابتدایی ، کلی سر دیدم که شکست . اغلب میخورد به لبه پنجره  . برای همین الان خیلی از پنجره هایی که درشان مثل در کمد توی صورت آدم باز میشود میترسم . مخصوصا از لبه های فلزی شان . 


غالبن اینجوری بود که همه بچه ها در حال دویدن و شلوغی بودند که یکهو صدای دنگ فلز می آمد . بعد همه بچه ها ساکت میشدند. بعد نگاه ها به یک گوشه کلاس میچرخید . جایی که بچه ای نقش زمین شده و قلم قلپ خون از کله اش بیرون میزند . 



 بعد تقریبا تک تکشان شروع میکردن به گریه کردن . اول دختر ها . بعد پسر های لوس ..


آخرین کسی که گریه میکرد خود کسی بود که سرش شکسته . چون فواره ای از خون را میبیند که از بالای سرش در جریان است و این صحنه چنان شوکی به او میدهد که یادش میرود الان باید گریه کند . 


البته من هیچ وقت گریه نمیکردم . بیشتر به مشاهده آن صحنه خونین میپرداختم . منی که سر بریدن گوسفند را نمیتوانستم تجزیه تحلیل کنم ، در برابر خون آمدن از سر بچه ای هم همین حس را داشتم . 


یکی از عجیب ترین صحنه ها وقتی بود که میدیوم پسری که سرش شکسته بود ، یک دستش را گود کرده بود و زیر چانه اش نگه داشته بود و پیاله ای سیاه از خون کف دستش جمع شده بود و خون غلیظ از کناره هایش سرازیر میشد . سوالم این بود که چطور در حالت گریه و زاری و درد وحشتناک ، میتواند چنان حرکتی کند و از ریختن بیشتر خونش کف زمین جلوگیری کند . 


بعد چند روز . میدیدیم سرش را گچ گرفته و خیلی خونسرد دربرابر بلای ترسناکی که سرش آمده میخندد . در حالی که همه ما هنوز در شوک آن صحنه خونین بودیم و شب ها از ترسش به زور میخوابیدیم .


ولی کسی که سرش شکسته بود علاوه بر اینکه خودش آن صحنه را ندیده بود بلکه حتما پیش مشاور هم برده بودندش تا با این مساله به شکلی علمی کنار بیاید . 


ولی کسی برای بچه هایی که آن تراژدی را میدیدند مشاور نمیگرفت . به جز چند دقیقه سخنرانی خشک و تهدید آمیز مربی مهد : ددیگه نباید در این محدوده بازی کنید . دیدید دوستتون چی شد ؟؟ 



مطمئنم اگر روزی سرم میشکست یا به کلی نابود میشدم . یا یک قهرمان ... 


الان هیچ کدام نیستم





  • sina S.M

Post with some photos

پنجشنبه, ۲۲ تیر ۱۳۹۶، ۰۸:۵۶ ب.ظ

 This moment I prefer to chat with someone ! But no fuckin body is around me ! You know what ? They just come around me when i am busy or i should write my homeworks !!! When i need them not even one of them is online ! Thats my fuckin life dudes @ 


So there we go .. i decide to look at a channel in telegram which shares amazing photos ! It is the first time i find this channel such attractive ! Its good for you to take a look at them ! Sorry for bad english but i feel more calm in this lang right know !  



Lets see them in the contine ...

 

  • sina S.M

جشن آزادی

چهارشنبه, ۲۱ تیر ۱۳۹۶، ۰۵:۲۱ ب.ظ



به خودم یه فلافل کثیف هدیه دادم سر صبحی .. (حوالی ۱۱ صبح ) 
به مناسب ازادی از یونی ! تا باشه ازین ازادی ها 😌 

جالبه بدونید قیمتش برابر همون نوشدنی کنارشه ! دو تومن 🤓 

واقعا این غذاست ! ارزون و خوشمزه !!! اون طرف مرز ، جایی که از استخون کتف سگ هم غذا میسازن ، خاور دور رو منظورمه ، باید ۸ برابر این پول میدادی که بهت یه شیرینی بدن . بعد تو به خودت میگی ، خب دیگه تو شیرینی که نمیشه رید ، یه گاز بزرگ ازش میزنی و مخلوطی از بوی موش و برنج خیس شده و کمی آروغ گاو میاد سراغت و تو دنبال یه سطل آشغال میگردی که محتویات دهنت رو خالی کنی توش ... بعد ارون طرف میبینی یه بابای چینی خیلی خونسرد جلو ۱ میلیارد آدم چینی دیگه شلوار بچشو میکشه پایین و توی پیاده رو میشاشوندش :/// 

ولی اینجا با ۴ هزار تومن بهترین غذای این ماهو خوردم 😂 
انقدر خوشمزه که خواستم مشماشم بخورم (مشماشم = مشما اش را هم )

با همه اینا دلم برای چین تنگیده -_- کشور کثیف بدمزه ی رنگی پنگی با ادمایی که تو جیب جا میشن 😊😊😊


(پست قبلی  هم وجود داره !)

  • sina S.M

سلام دوباره به خ

چهارشنبه, ۲۱ تیر ۱۳۹۶، ۱۲:۰۶ ب.ظ

خ را کسی یادش هست ؟ 


دیشب در کمال تعجب جوابم را داد ... خیلی با خونگرمی ...


درس اصلی اش را افتاده . آخر روز امتحان رو اشتباه دیده بود و سر جلسه غایب بود. 


تنها کسی که تو کلاس با اون در ارتباط بود و اخبارو بهش میداد من بودم 



قبل امتحانا جدا شدیم و منم گفتم کتابیو که بهم قرض دادیو تو خواب ببینی . خودم بهش گفتم بره . نمیتوانستم تحمل کنم دو روز یکبار بلاکم کند چون یه بار اسم کوچیکو مخفف کردم ،یا یه بار براش یه چیز نامناسب فروارد کردم !! 


ترسیدم توی ایام امتحانا هم بخواهد ازین عقده ای بازیا در بیاره و کلا تر بزنه به نتیجه امتحانم ! 



دیشب بهش پیام دادم . با اون اکانت مخفی اینستام . پرسیدم افتادی ؟؟ گفت اره ! گفت که روز امتحانو اشتباه دیده .



گفتم اگر با من در ارتباط بودی حداقلش این بود که روز امتحانو بهت یادآوری میکردم 😂 


گفت راست میگی ، جدا شدنمون به ضرر جفتمون بود ولی منفعت هایی هم داشت . 


منظورشو نفهمیدم از "به ضرر جفتمون بود" ! چطور ممکنه برای من ضرر داشته باشه در حالی که خودم بهش گفته بودم بره !! ولی این نکته رو ذکر نکردم . بهرحال درسته رک هستم ولی نه در این جور موارد !:دی 


گفت آه تو منو گرفت 😂 


منم بهش گفتم ! گفتم که دلم میخواست همه درسا رو بیفتی ولی بعدش که دیدم نیومدی سر جلسه امتحان دلم برات سوخت !! 😢 


در نهایت هم بهش گفتم به آه اعتقادی ندارم -_- این دوستی الاکلنگیمون خیلی جالبه . یک ماه دوست . یک ماه قطع هرگونه ارتباطی . دوباره ماه بعد دوست بعد دوباره یک ماه قهر ! :| 


کی میمیرم یا ازین مملکت میرم 😒 خستم ازین همه کلیشه و سنت که عین طناب به دست و بال دور و بری هامه ... 


یه آهنگ ژاپنی دیگه ..




  • sina S.M

:////////===========


جناب " اوم " ... زنده ای ؟ 🙄☝️



دیگه اینکه : 


یاسمن صدری . منتقد نقاشی هام . قدیمی ترین کسی که میشناختم توی اینستاگرام ... بعد از دعوایی که توش اموجی میدل فینگر بکار بردم کلا منکر همه چی شده ! اصلا انگار نه انگار یه سال پیش .... 


چقدر زمان برای من مهمه ! 😒 چقدر ادما برام مهمن ! ادما برام از خودم مهم ترن .. بعضی وقتا از دستم در میره !  😒😌


دارم یه داستان مینویسم ... اولین باره که یه رابطه عاشقانه رو به تصویر میکشم و شدیدا توش موندم 


رفتم فیلم رگ خوابو دیدم که مثلا ایده بگیرم ولی انقدر آنتی عشق بود این فیلم که کلا بیخیال ایدش شدم . 


😒 


راستی کسی این فیلمو دیده ؟ این لیلا حاتمی چطور آخر فیلم حامله از آب در اومد ؟ ینی ازدواج سفید کرد با یارو ؟؟ خاک عالم . مگه داریم مگه میشه 


بعد یه نکته دیگه : اون مرده که همبرگر فروشی داشت چه نسبتی با اون زن پیره که صاحب رستوران بود داشت ؟ میخواست باش ازدواج کته ؟؟؟ 


بعد یه نکته دیگه : لیلا حاتمی چجوری از دندون پزشکی تونست بیاد بیرون ؟ اونکه پول نداشت . توی سکانس بعدیش نشون داد دندونش رو از دست داده . یعنی به خاطر پول نداشتش دندونشو کشیدن ؟ بعد این تقصیر اون مرده نبود ؟ چون باید پولشو اون میداد ‌. بعد لیلا حاتمی چرا هیچی غر نزد سر یارو ؟؟؟؟ 😐😐😐😐 کلا موندم فراستی ۰چرا اینا رو ندیده بود ! 


یه منتقد دیگه گفته بود این فیلم بسیار مستعد بد فهمیده شدنه !!! 



یکی از فالوورام اون اوایل فکر میکردم زشته . بعد دیدن این فیلم متوجه شدم شباهتش با لیلا حاتمی مثل سیبیه که از وسط نصف شده! 😐 به خودشم گفتم . گفتم حتما ببینه فیلمو :! 

  • sina S.M