یک وبلاگ آزاد ! هر انتقادی به جاست.

آهنگ "زندونی" - محسن لرستانی




فکر میکنم شدت غمی که این اهنگ داره رو الهه ناز هم نداره ... 

و جزو معدود مواردیه که متن تاثیر واقعی و عملی خودشو روی شنونده میذاره و فقط یه چرتی نیست که با هارمونی و ریتم موزیک جور بیاد . و حتی اونقدر این متن قویه که تونسته بر خلاف جهت جریان تند ریتم موزیکال و شاد حرکت کنه و اون جریانو هم به صورت بالقوه تبدیل کنه به یه جریان غمگین . به شدت غمگین !!! 


البته قسمت های پایانی اهنگ زبانش عوض میشه و دیگه شور سابقو نداره ولی خب این ارزشش کم نمیکنه . 


ادم دلش میخواد یه جرمی کنه بره زندان و این اهنگو گوش بده ... ! £_£

sina S.M
۱ نظر

بدون النگو وارد شوید :/

این فیلم گشت ارشاد گویا حسابی سر و صدا کرده واقعا که حرصم در اومد (اصلا کسی که حرصش در نیاد با دیدن اون فیلم ادمه ؟!) 


به نظرم دوربین و فیلم برداری بهترین اختراع بشره ! همیشه دیدین یه جا نوشته فیلم برداری ممنوع یا مثلا داری فیلم میگیری یه چلغوز میاد میگه : هوی آقا فیلم نگیر ! 


این جمله رو من هزار با شنیدم حالا نه خطاب به خودم بلکه خطاب به یه نفر دیگه یا مثلا تو یه فیلم سینمایی حتی . این جمله جزو ۱۰۰ جمله ایه که هر وقت تو زندگیم میشنوم دلم میخواد با تریلی ۱۸ چرخ از رو گوینده رد بشم ! 

(جمله ی شماره یک هم اینه :"نرود میخ اهنین در سنگ" که ترجمش میشه : "تو قدر بز حالیت نمیشه و من خیلی عاقلم ولی خب اونقد شعور ندارم که بدون تیکه انداختن بهت این بحثو خاتمه بدم") 


من موندم چرا اصلا فیلم نباید گرفت صحنه ای اجازه داری با چشم ببینی ؟ (حالا نمیخواد ذهنتون بره جاهای بد ، به طور کلی دارم حرف میزنم !) 


در واقع وقتی اجازه میدن که ببینی ولی اجازه نمیدن که اون دیدن رو ثبت کنی دارن اعتراف میکنن که کارشون ممکنه اشتباه باشه و این صحنه نباید علنی بشه مگرنه اعتبار و ابروشون میره زیر سوال ! 

به زبون ساده تر بهت میگن که : حرف تو پشیزی ارزش نداره و ما هر کاری دلمون بخواد جلو چشمت میکنیم و تو هم مدرکی نداری که اون کار ما رو به بقیه ثابت کنی چون حرفتو کسی باور نمیکنه . ولی خب چون اگه فیلم بگیری ممکنه حرفتو باور کنن پس لطف کن و فیلم نگیر چون ما نمیخوایم بقیه بدونن چه گهی داریم میخوریم و حالا تو ام دیدی مهم نیست اخه تو که عددی نیستی ! ولی خب اگه قرار باشه صد نفر دیگه هم کار ما رو ببینن اونوقته که باید واقعا باید به درستی یا غلط بودن کاری که داریم میکنیم فکر کنیم و ازونجا که یه مشت نفهمیم خب پس این موضوعم کنسل میشه و فکر کردن تو مرام ما نیس ! 



+ همیشه استثناهایی هست برای مواقعی که فیلم گرفتن قانونی نیست مثلا چمدونم یه فیلم داره پخش میشه تو سینما و تو به خاطر حق کپی رایت نباید ازش فیلم بگیری ولی اینا موارد حاشیه ای هستن . تو ۸۰ در صد موارد این قانون مسخره و باطله . 

sina S.M
۲ نظر

پرل هاربر

گمشو ! سر کاری بود ! 

+ با شخص مورد نظر بودم ! خودش فهمید :^)
 [البته بعید میدونم انقد مخ تو کلش باقی مونده باشه 😂]  

+ پست جدید احتمالا در راه باشه ولی حالا نمیدونم (این عکس پایینو خودم ساختم خیلی وقت پیش ، باورم نمیشه یه زمانی انقد فارسیم افتضاح بوده !) 


sina S.M
۶ نظر

قضاوت های عشقی

تو زبون اینجا کلی کلمه هست که اخرش تلفظ نمیشه . مثل فرانسوی . (البته فرانسوی همه کلماتش اینجوره ، نه کلی ش) 


بذار راهو طولانی نکنم و اصل خود کلمه رو بگم : 


اینه

 hvorfor 


و تلفظ درستش اینه : وُ فُ = vo fo 


بعد تو کلاس زبانمون یه اقای لبنانی هست که هر وقت میخواد ازین استفاده کنه اینو تلفظ کنه میگه : وُ فُر . 

این اتفاق نزدیک ده بار افتاده و گویا این اقا اصلا نمیخواد این اشتباهشو اصلاح کنه . البته یه احتمال ضعیف هست اونم اینکه گوشش سنگین باشه و متوجه نشه که مردم R اخرش رو تلفظ نمیکنن !!  ولی خب احتمالش خیلی کمه و اینا . 



میخوام بگم یعنی این کسی که بعد این همه مدت زبان خوندن حاضر نشده در جهت بهبود اسپیکینگ خودش یه همچین تغییر جزئی ای بوجود بیاره معلومه اصلا عقل درست حسابی نداره 😂 حالا البته این اخرشو شوخی گفتم ولی خب شوخی ها هم همیشه یه پیامی توشون هست مگه نه ؟؟ 😊 


بهترین روش گفتن نظرات همون شوخیه به نظرم ! چون بعدش میتونی حرفتو پس بگیری و در عین حال به گوینده بفهمونی چی تو ذهنت میگذره . البته خب شوخی هم حدی داره در حدی که بشه پسش گرفت . مثلا میتونی بگی :" چقد خنگی !" بعد بگی "شوخی بود" 

ولی نمیتونی بگی " چقد کثافتی !" 

و بعدش اعلام شوخی بودن کنی 😂 هرچند "معمولا" اگر طرف دختر باشه میتونه به خودش ازین حقا بده ‌.


شما رو دعوت میکنم به دیدن این ویدئو . کسایی که سی کی رو میشناسن خودشون میفهمن این ویدئو از کجا اومده کسایی هم که نمیشناسنش اصلا به هیچی فکر نکنن فقط اینو ببینن و لذت ببرن . البته زبانتون باید خوب باشه در حدی که سلام علیک رو متوجه بشین (البته با سرعتی که native ها حرف میزنن) 


فکر میکنم این ویدئو از اسمون اومده انقد ارزشش بالاست به نظرم 😂 

شایدم صرفا فقط برا من جالب بوده . منی که مدام سرکوفت cool بودن دیگرانو میخوردم . حس میکنم لویی واقعا حرفیو میزنه که سالها تو دلم بود ولی نمیدونستم با چه زبونی باید میگفتمش 😂


البته خب ازون جا که تو زبان فارسی همچین سخنانی گفته نمیشه باید صبر میکردم انگلیسیم خوب میشد و خودم میرفتم دنبالش .


 اینم یه عکس که اگه قبلا دیدینش دیگه دوباره بینی نشه : 




https://youtu.be/uJHGOw0B7PE


(لینک یوتیوبه باید کپیش کنین تو مرورگرتون . 

ترجیح میدم لینک مستقیم ندم ) 

sina S.M
۷ نظر

قدرت غم

 


 

 

غم چیست ؟ شاید یک واکنش دفاعی که در انسان تکامل یافت تا بتونه زنده بمونه . 
شب هایی که اجدادمون توی غار های تاریک و سرد گوشت خام یا نیمه پخته و بدمزه رو سق میزدن ، و صدای ناله ی خرس های اولیه شنیده میشد. و ما از زندگی ترسناکی که داشتیم خسته شده بودیم. و غمگین شدیم. 


با اشک ریختن ، با نگاه کردن به مهتاب و گوش دادن به صدای جیرجیرک ها ، با نگاهی تسلیم ، لبخند تلخ محو ، با غمگین بودن .. میتونستیم زنده بمونیم. 
ما از اولم توی جهان تنها بودیم. تنهای تنها . خودمونو از جنگل ها کشوندیم به بیابان ها ، راست قامت شدیم ، شهر سازی رو یاد گرفتیم ، کشور سازی ، جنگ ها ، رنسانس ، قرن بیستم. 


پس کی صلح و آرامش داشتیم . فکر کردیم بعد از جنگ جهانی جهان یه نفس تازه میکشه . همه جا سرسبزه ، دیگه جنگی نیست. ولی هنوزم باغ وحش های انسانی توی بلژیک و فرانسه برگذار میشن . 
سیاه پوست ها توی آمریکا حق برابر ندارن. 


و حالا قرن بیست و یک . تروریسم . خون . گریه . 
در برابر این همه درد و رنجی که بشر متحمل میشه من چه چیزی روی دوشمه ؟ تحمل کوچک ترین غمی رو ندارم. تحمل ندارم که مرد آلمانی توی کلاس زبان باهام رفتار نژاد پرستانه داره . تحمل ندارم که با آدمایی روبرو میشم که به خاطر تفاوت فرهنگی منو نمیپذیرن و راه نمیدن . 

تحمل تنهایی رو ندارم. نمیدونم اگر ایران بودم بازم تنها بودم یا نه . اونجا لاقل علی بود . گاهی میرفتیم سینما . ولی باز هم فرقی نداشت . اونجا به نظرم تنها تر بود. با این تفکراتم که تقریبا به هیچ کدوم از ایرانیا شبیه نیست. 


میدونم این وضعیت موندگار نیست. همین فردا که صبح از خواب پاشم همه چیز یادم رفته . ولی دلم میخواست ثبتش کنم. دلم میخواد غمی که با گوش دادن به missing someone i've never seen درونم تشدید میشه ثبت بشه . دستمال کاغذی زبری که به چشم هام میمالم و ترس از اینکه مامان الان در اتاقو باز کنه . 
قردا راهی نروژ هستیم. اسلو رو تابحال ندیدم. میدونم سفر فردا فراموش نشدنی میشه. اصلا نمیدونم قضیه اسلو به غم امشبم چه ربطی داره . ولی حس میکنم بهش یه حس و حال خاصی میده. به اینکه من با وجود اینکه میدونم فردا قراره همچین سفری برم و برم جایی که همیشه دلم میخواست ببینم ، با این وجود بازم دارم اشکم رو میریزم. 


اشک مقدس ... نیست. ازین واژه خوشم نمیاد. ولی چیز خوبیه . غم به طور کلی خیلی خوبه. اینو مهران مدیری هم یبار گفته بود.
الان کتاب سکوت رو میخوندم . تازه بخش مقدمش رو تموم کردم. به توصیه دوست خوبم. خیلی وقته که میخواستم بخرمش. اخرم عمه برام خرید و از ایران برام فرستاد . 
حس میکنم چقدر خوبه که دوست خوبی دارم. درسته که باهاشون چت میکنم . ولی همونم میتونست نباشه. 
دوست خوبم در جریان این ناراحتیم هست. هر چند میدونم خیلی دلیلشو نمیدونه. شاید خودمم خیلی دلیلشو نمیدونم. 
فقط متوجه شدم که من آدم حساسی ام. اونم به لعنتی ترین شکل ممکن. حتی اگر از قبلش به خودم بگم « همشو یه شوخی بگیر و ناراحت نشو» ولی بازم میشه. نمیشه ذات خودمو تغییر بدم. کتاب سکوت هم همینو میگفت . میگفت بعضی از ادما ذاتا حساسند. و ۷۰ درصدشون هم درونگران. 
با این وضعیتم بهتره برای اینکه به خودم اسیب نزنم مراقب رفتار هام با بقیه باشم و با هرکسی سریع خودمونی نشم که به خودش اجازه بده روحیه حساسمو بهم بزنه. 


همیشه فکر میکردم یه آدم بزرگ شدم . ولی هنوز بچم. هنوز متوجه نشدم که مهارت های فکری فقط بخشی از بزرگ بودنه. بخش اصلی دیگش ، حساس نبودنه . چیزی که برای بدست آوردنش کتاب خوندن و فیلم دیدن و حرف زدن با ادم های پخته کمکی نمیکنه . و باید واقعا سال های زیادی زندگی کرد. اونم یه زندگی معمولی . نه یه زندگی که توش پرهیز بشه از هر جور رنجوندن خاطر ها . 
این آهنگو برای بار صدم فکر کنم اینجا میذارم. (یدونه هم گذشتم ابتدای پست) 

 

 

 

 

 

sina S.M
۴ نظر

ما روی مین و توی جین و پشت هفت سین

:))
sina S.M
۲ نظر
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان