کتاب (مناسب) بخوانیم !

یک وبلاگ آزاد ! هر انتقادی به جاست.

کتاب (مناسب) بخوانیم !

یک وبلاگ آزاد ! هر انتقادی به جاست.

کتاب (مناسب) بخوانیم !

من فکر نمی کنم ما کور شدیم ,
فکر می کنم ما کور هستیم , کور اما بینا , کورهایی که می توانند ببینند اما نمی بینند.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ژاپن» ثبت شده است

قالب جدید + ژاپنی

چهارشنبه, ۸ شهریور ۱۳۹۶، ۱۲:۲۶ ب.ظ

پست قبل هم فراموش نشود ^^ دو نصفه شب پست گذاشتم :))


جالبه اون ساعت شب ۱۲ نفر آنلاین شدن تو وبم O_o


از اول تابستون کیبورد ژاپنی ریختم چون تصمیم داشتم این زبانو بخونم 

ولی این کیبورد و دیدن این حروف پیچیده ی کانجی که از زبان چینی وام گرفته شده کلا منو از یادگیری ژاپنی منصرف کرد . راستش قبلش خیال میکردم کل ژاپنی همون الفبای هیراگاناست (اون کاراکتر هایی که خیلی ساده و خوانا هستن غالبا جزو هیراگانا حساب میشن مثل あなたゆうしょく ) ولی بعد فهمیدم نزدیک هزار حرف کانجی هم باید یاد گرفت که در عمل خیلی تفاوتی از نظر سختی با زبان چینی نداره . کانجی اون حروف وحشتناکه که اصلا از فاصله دور قابل خوندن نیس مثل 時間興異鵜 مثلا این سمت راستیو بخوای بنویسی هر بار انگار داری مونالیزا میکشی ‌!!! توی چینم که بودیم از هتل خواستیم برامون ادرس یه پارک معروفو به چینی بنویسه که ما بدیم به راننده تاکسی . من قشنگ چیزی که با خودکار نوشت رو با نسخه چاپیش تو گوشیم تطابق دادم . قشنگ همون ریز ترین خط ها رو کشیده بود فقط انقدر سریع این کارو کرده بود که اصلا چیزی که نوشته شده بود زمین تا آسمون فرق داشت با نسخه چاپی :/ اصن دلم به حالشون سوخت که تو مدرسه این چیزا رو یاد میگیرن.

 (بدی چینی اینه که همون الفبای ساده ی هیراگانای ژاپن رو هم نداره و کلا با کانجی زندگی میکنن 😂)

お鵜雅注言賀芽餓葉中三ざっし出践ん


راستی تا اینجا اومدین زشته دست خالی برید . یکم ژاپنی یاد بگیریم . 


نیهونگو = 日本語 = یعنی "ژاپنی" 


نیهون = 日本= ینی "ژاپن" 


کی یو (البته اینو باید از هوای بینی و ته حلق و اینا بگی مثل فارسیا نباید گفت :/) = きょう= ینی "امروز " 



خلاصه اینکه برم سراغ روسی بهتر نتیجه میگیرم . چون الفباش محدوده نه نامحدود :/ الفبای یه زبان گام اوله توی یادگیری و در مورد ژاپنی گام اولت رو به جهنم باز میشه ! :/ هرکی از این هیولای الفبا جان سالم بدر برده تو گام های بعدی مثل گرامر و لغت و اینها سربلند بیرون اومده چون توی گام اول قشنگ فولاد آبدیده شده ! :///





  • sina S.M

سلام دوباره به خ

چهارشنبه, ۲۱ تیر ۱۳۹۶، ۱۲:۰۶ ب.ظ

خ را کسی یادش هست ؟ 


دیشب در کمال تعجب جوابم را داد ... خیلی با خونگرمی ...


درس اصلی اش را افتاده . آخر روز امتحان رو اشتباه دیده بود و سر جلسه غایب بود. 


تنها کسی که تو کلاس با اون در ارتباط بود و اخبارو بهش میداد من بودم 



قبل امتحانا جدا شدیم و منم گفتم کتابیو که بهم قرض دادیو تو خواب ببینی . خودم بهش گفتم بره . نمیتوانستم تحمل کنم دو روز یکبار بلاکم کند چون یه بار اسم کوچیکو مخفف کردم ،یا یه بار براش یه چیز نامناسب فروارد کردم !! 


ترسیدم توی ایام امتحانا هم بخواهد ازین عقده ای بازیا در بیاره و کلا تر بزنه به نتیجه امتحانم ! 



دیشب بهش پیام دادم . با اون اکانت مخفی اینستام . پرسیدم افتادی ؟؟ گفت اره ! گفت که روز امتحانو اشتباه دیده .



گفتم اگر با من در ارتباط بودی حداقلش این بود که روز امتحانو بهت یادآوری میکردم 😂 


گفت راست میگی ، جدا شدنمون به ضرر جفتمون بود ولی منفعت هایی هم داشت . 


منظورشو نفهمیدم از "به ضرر جفتمون بود" ! چطور ممکنه برای من ضرر داشته باشه در حالی که خودم بهش گفته بودم بره !! ولی این نکته رو ذکر نکردم . بهرحال درسته رک هستم ولی نه در این جور موارد !:دی 


گفت آه تو منو گرفت 😂 


منم بهش گفتم ! گفتم که دلم میخواست همه درسا رو بیفتی ولی بعدش که دیدم نیومدی سر جلسه امتحان دلم برات سوخت !! 😢 


در نهایت هم بهش گفتم به آه اعتقادی ندارم -_- این دوستی الاکلنگیمون خیلی جالبه . یک ماه دوست . یک ماه قطع هرگونه ارتباطی . دوباره ماه بعد دوست بعد دوباره یک ماه قهر ! :| 


کی میمیرم یا ازین مملکت میرم 😒 خستم ازین همه کلیشه و سنت که عین طناب به دست و بال دور و بری هامه ... 


یه آهنگ ژاپنی دیگه ..




  • sina S.M

چرت و پرت

يكشنبه, ۱۸ تیر ۱۳۹۶، ۱۰:۴۷ ب.ظ

صدای بوق تاکسی مرا از خواب آشفته ام میرهاند . 


پنجره را باز میکنم اما تاکسی نمیبینم 


در وسط یک دریا از ماشین های سری k هستم . آپارتمانم همان است اما . کشورم جایی دیگرست 


اینجا ژاپن است . غول شرق . نه . نمیتوان به آن غول گفت . مخصوصا با آن ماشین های سری k که توی جیب جا میشوند .


باید بروم جیزی بخورم . اما فهمیدم اشتهایم از کابوس سهمگینی که دیده ام کور شده . 


یک کابوس وحشتناک . 


مردی بلند قامت . که یک سر عروسکی سگ روی سرش گذاشته بود . داشت در خیابان به یک کودک تعرض میکرد . 



آنقدر خواب پریشانم کرد که وقتی فهمیدم همه اش یک خواب بوده ‌ خواستم از خوشحالی رگم را بزنم . 


با خنده از این جهان رفتن 


شاید هم واقعا رفته ام . مگرنه عادی نیست که در ژاپن باشم . 

آیا هنوز خواب بودم . شاید هم تازه به خواب رفته ام .


شاید بیداری من همان دنیایی بود که مرد با سر سگی عروسکی داشت به کودکی تعرض میکرد .... 


نمیدانم چرا رادیو چرت و پرت میگفت .. 


صدایش را بلند کردم . سخنرانی پر شتابی بود به زبان ایتالیایی . هرگز در عمرم ایتالیایی یاد نگرفتم . ولی تمام آن سخنرانی را مانند آب خوردن فهمیدم 


موسولینی بود . مردک پفیوز ... 

"ما جنگ را به نفع خود تغییر خواهیم داد . در صورتی که ژاپن حمایتش را از ما از سر نگیرد با جواب کوبنده ای مواجه خواهد بود " 



  • sina S.M

پست کلاس زبانی__عشق من در کلاس زبان

پنجشنبه, ۱۵ تیر ۱۳۹۶، ۰۹:۰۵ ب.ظ


منو رسوند ! بار دوم بود😍 خیلی ایشون باحاله . خودش قوانین راهنمایی رانندگی رو دور میزد و به رانندگی مردم میخندید و میگفت این شهرو نگاه تورو خدا . 


گفتم راست میگی از جمعیت زیاده ، مثلا فلان شهر تو اروپا فقط یه میلیون جمعیت داره ! اینجا ۱۰ میلیونه ! 


گفت نه بابا به خاطر فرهنگه . این مردم فرهنگ ندارن . 


توکیو رو مثال زد که کلی جمعیت داره و نه کسی اشغال میریزه و لینکه بافرهنگ ترن و اینا ... 


راست میگفت . ولی نظرم این بود که جمعیت زیاد هم خودش خود به خود منجر به بی فرهنگی میشه .. 


این مرد خیلی باحاله اصلا ! :)) میدونی چرا ؟ چون هردومون سر میمون بودن اون دختره تو کلاس اتفاق نظر داریم .


کلی غیبتشو کردیم و خلاصه اصلا چسبید 😂😂😂 البته اون رادیکال تر  از منه و حتی اون یکی خانم کلاس رو هم میگه دیوونست . ولی عقیده دارم اون خانم محترم تره !!!😐 درسته لوسه ولی شیرین عقل نیست برعکس میمون . 


😂 


گفت : خارج ازدواج کن فقط ! اونم نه با زن ایرانی !! 


حرفش عجیب بود . با توجه به اینکه خانم خودش ایرانی بود ! 

بهش گفتم ولی مشکل زبانم هست ! بالاخره شریک زندگی آدم یه فارسی زبان باشه خیلی فرق داره با اینکه انگلیسی زبان باشه !!


گفت مقوله زبان یک ساله حل میشه با بودن در اونجا .


بهش گفتم که ممکنه شرایط طوری بشه که تا گرفتن لیسانس هم ایران بمونم... 

گفت اصلا زیر بارش نرو ... به هیچ وجه !🤔 فکر میکنم اولین باره که یه بزرگتر از خودم عوض اینکه از میهن پرستی و اینا حرف بزنه دقیقا همون چیزی رو میگه که توی دلمه ! واقعا نباید از آدما ناامید بشیم . به نظرم حماقته اگه فکر کنیم هیچ کس درکتون نمیکنه . زیاد دیدم . تا دلتون بخواد زیاد دیدم ادمایی که با دیدن همون ۲۰ نفری که دور و برشن فکر میکنه بقیه مردم جهان هم اونجوری فکر میکنن و هیچ وقت نمیتونه یه هم عقیده و هم زبون پیدا کنه . 


ولی تست کردن آدمای مختلف منو به این نتیجه رسونده که همیشه کسی هست که علایقش باهات همسوئه و بخواد تشویقت کنه به جای اینکه کلیشه ها رو مرتب بهت یاداوری و رویا هاتو با بالش خفه کنه ...



ایشون یه جورایی ازین آقایون زن زلیل هم هستن :)) اصلا کلا معروف شده تو کلاس .. هر کاری میکنه در راستای رضایت خانمشه . 


این کلاس بیشتر از جنبه انسان شناسی برام جذابه تا جنبه آموزش زبان . شناختن ادما و رفتن تو بحرشون از تفریحات نه چندان سالم یه نویسنده ی حرفه ایه . البته من که حرفه ای نیستم ولی برای رسیدن بهش تلاشمو میکنم لاقل !! 

+ نظرات این پست تایید نمیشوند .


++ جواب یکی از دوستان (که خودشم خانم بود) خطاب به دوست دیگری که با خوندن این پست ادعا کردن که من لحن ضد زنی دارم و ادبیات مناسبی رو در مورد خانم ها بکار نبردم 

(دقت کنید که : خانم + ها، یعنی تعمیم دادند به کل خانم ها)



ببینین خب منم شاید خوشم نیومد به اون دختر گفتین میمون ولی به نظرم نباید به کل خانم ها تعمیمش داد. چون شما نگفتین دخترای میمون! گفتین دختر میمون. این به اون شخص خاص ربط داره نه همه خانوم ها :) مثل اینه من بگم وا پسره عجب خریه هااا! بعد شما اعتراض کنین که چرا به پسرا توهین کردی! خب اعتراض شما درست نیست. اون میمون گفتن شما هم یه همچین چیزیه :)


  • sina S.M

واحد ۷۳۱

سه شنبه, ۳۰ خرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۱۹ ق.ظ

لینک 


این لینک به صفحه "واحد ۷۳۱" در ویکی پدیای فارسی باز میشه ! گفتم شاید دلتون خواست بدونید . تا حدودی هم مفصل و پر جزئیاته بر خلاف بقیه مقالات ویکی فارسی . اگرم خواستید از طریق همون صفحه به نسخه انگلیسیش مراجعه کنید . 


تعداد لینک ها و منابع روبروی هر جمله به قدری هست که آدم باور کنه و فکر نکنم اینا رو از خودشون نوشته باشن . بهرحال توی تاریخ ثبت شده و منم قبلا دربارش خونده بودم . ولی اینجا خیلی پرجزئیات تره . 


فقط بگم که این نوشته ها به درد هر کسی نمیخوره و محتوای خشن و خون‌آلود و منزجر کننده ای داره . البته عکس نداره فقط نوشته هست . و بخشی از تاریخه . 


همین 

  • sina S.M

تعقیب گوسفند وحشی

پنجشنبه, ۳۰ دی ۱۳۹۵، ۰۵:۰۳ ب.ظ

دوباره دارم میخوانمش. از معدود کتاب هایی که بعد از کنکور خواندم قبل از آنکه حسابی درگیر اسمارت فونم بشم. 


یکی از گنگ ترین کتابایی بود که خواندم. شاید به خاطر اینکه جزو یک مجموعه سه جلدی از موراکامیست. شاید به خاطر سانسور.

 باید دوبار خواند تا واقعا این کتاب عجیب را فهمید ... 

با وجود تخیل بی حد و مرز و گنگی های متعدد در کتاب ، این اثر یک شاهکار به تمام معناست ... 



بخشی کوتاه :


همه عکس‌های تنهایی که از او توی آلبوم بود، کنده شده بود. عکس‌های دو نفره‌مان، بریده شده بود و قسمت‌هایی که او در آن بود با دقت جدا شده و عکس مرا تنها گذاشته بود. عکس‌هایی که من در آن‌ها تنها بودم یا عکس‌های کوهستان، رودخانه و گوزن و گربه دست نخورده مانده بود. سه آلبوم عکس به یک گذشته‌ تجدید نظر شده تبدیل شده بود. انگار از بدو تولد تنها بودم، همه روزهای زندگی ام را تنها بوده‌ام و تنها هم خواهم ماند.
یک زیرجامه، دست‌کم میتوانست یک زیرجامه باقی بگذارد.
این انتخاب او بود و انتخابش همین بود که هیچ ردی باقی نگذارد. میتوانستم، همانطور که فکر میکردم قصد او هم همین بوده، آن را قبول کنم یا خودم را متقاعد کنم از همان ابتدا هم وجود نداشته. اگر او هیچ وقت وجود نداشت، پس زیرجامه اش هم وجود نداشت. 

  • sina S.M

گرگان و بازنشر یک مطلب قدیمی

سه شنبه, ۳۰ شهریور ۱۳۹۵، ۰۳:۴۸ ب.ظ

الان گرگانیم ..


این اسکرین شات رو وقتی انداختم که داشتیم کم کم وارد اون یه مثقال بخش سبز رنگ ایران میشدیم.. بعد رفتیم sorry و این ها . اگر در عکس دقت کنید طرفای قائم شهر سبز پر رنگ به سبز کمرنگ گراییده میشه و این یعنی ملت جنگل رو صاف کردن و شهر و داهات ساختن .. اون سبز های پررنگ رو هم اگر کوهستانی نبود مطمئنم صافش میکردن .. اصلن سرویسش میکردن اساسی و این حرفا .. 


.. 

مطلبی داشتم تحت عنوان "چرا بلاگفا از بیان بهتر است" تا چندی پیش تصور میکردم این مطلب باعث شده در لیست سیاه بلاگ قرار بگیرم و مطالبم فاقد محتوای تولیدی اعلام شود .. لذا آن پست را از حالت نشر بیرون آوردم .. الان با رفع این مشکل و اینکه لیست سیاهی در کار نبود و فقط یک مشکل سخت افزاری بود ، تصمیم گرفتم آن مطلب جنجالی را دوباره نشر دهم . 


نگاهی به آن انداختم و دیدم چقدر با خشونت و اسهولیسم جواب کامنت مهتاج را داده ام .. اولن که معذرت میخوام مهتاج (هرچند دیروز گفتی که مردی و نمیدونم تو دنیای مردگان چطور به جیمیلت دسترسی داری) ولی باز هم معذرت میخوام بیشتر برای اینکه هرگز نمیخوام اون کامنت هارو پاک کنم .. بهرحال نمیشه منکرش شد که هنوزم با خوندن آن لحن رادیکالی ام خودم را تحسین نکنم .. لحنی که بر اثر فشار های همه جانبه کنکور بود .. بر اثر نگاه های پوکر فیسی دوستان مدرسه ام . وقتی بهشان میگفتم چرا اینطوری شده اند . میگفتند فشار کنکور است ... کنکور را که دادم تک تکشان را بلاک کردم و فقط با یوبس ترینشان رابطه ام را حفظ کردم .. 

مصدق در آخرین ایمیل رسمی اش بهم گفت : فکر میکنی چون کوری و چارتا کتاب دیگه رو خوندی حق داری اینقدر به همه از بالا به پایین نگاه کنی .. اگر میخوای حرف بزنیم زنگ بزن .. و اینقدر از طریق ایمیل حرف نزن .. 


هیچ وقت بهش زنگ نزدم :) گورباباش  

بزرگترین ضعف این است که در برابر ضعف دیگران در برقراری رابطه با تو ، ضعف نشان دهی ... 


... 

بزرگترین اهانت و بزرگترین از خودگذشتگی ، این است که دربرابر نظر دیگران درباره خودت تبصره بیرون ندهی و بذاری طرف هر طور دلش میخواهد نقدت کند و فکر کند حرفش درست است .. این هم اراده آهنین میخواهد و هم کمال بی احترامی است .. 

:::

"بلک اند بلو" از سیا رو گوش کنید .. از تهران تا گرگان یه سره گوشش دادم (با وقفه های بینش البته)

Black and blue - Sia

دریافت

  • sina S.M

سوکورو تازاکی بی رنگ و سال های زیارتش

جمعه, ۲۳ بهمن ۱۳۹۴، ۰۴:۴۱ ب.ظ

بار دیگر موراکامی ! اینبار داستان بلند .
این کتاب اولین داستان ( یا بشود گفت رمان) ای است که از موراکامی خواندم . برنامه دارم بعدن تعقیب گوسفند وحشی را بخوانم .
کتاب بر خلاف انتظارم خیلی عادی بود ... انتظار داشتم با داستان های کوتاه هاروکی فرق داشته باشد ، ولی شاید این هنر نویسنده بود که ثابت کند میتواند دیواره ی بین داستان های بلند و کوتاهش را بردارد !
 قسمت هایی از آن خمیازه آور بود . انگار که کتاب روانشناسی ، علم اقتصادخمیده ، آشپزی یا حتی اصول مد میخواندم . باور کنید من خواننده ی تنبلی نیستم ولی واقعن نمیتوانم مباحث تخصصی را در یک کتاب داستان تحمل کنم !
کسل کننده بودن دیالوگ ها یقینن به این خاطر است که نویسنده تا حد زیادی سعی میکند به دنیای واقعی نزدیک و نزدیک تر باشد . لذا روند پیشبرد داستان در دیالوگ ها کمرنگ است . یعنی میشود بعضی دیالوگ ها را اصلن نخواند بدون اینکه به اصل و پیرنگ داستان ضربه بخورد ...

(پیشنهاد میکنم به ادامه مطلب سر بزنید ،اللخصوص بخش درباب سانسور !)
  • sina S.M