کتاب (مناسب) بخوانیم !

یک وبلاگ آزاد ! هر انتقادی به جاست.

کتاب (مناسب) بخوانیم !

یک وبلاگ آزاد ! هر انتقادی به جاست.

کتاب (مناسب) بخوانیم !

من فکر نمی کنم ما کور شدیم ,
فکر می کنم ما کور هستیم , کور اما بینا , کورهایی که می توانند ببینند اما نمی بینند.

طبقه بندی موضوعی

قطع ارتباط

چهارشنبه, ۱۲ آبان ۱۳۹۵، ۱۰:۴۳ ق.ظ

احساس میکنم برای بودن با آدم های بیشتر سطح خودم رو اورده ام پایین .

دیروز دیدم توی ون همه دارند در باره فوتبال حرف میزنند و فحش میدهند به فلان بازیکن و مربی و تیم ..


به بغل دستی ام که اونم مثل من ساکت بود گفتم همینه که از فوتبال بدم میاد. 

اونم گفت منم از فوتبال بدم میاد... 

بعد فهمیدم این پسر چقدر مثل خودم است.

وقتی سوار مترو شدیم ..

 بیشتر باهاش حرف زدم ، میگفت خوشش نمیاد تو بحث های شلوغ و اینها باشد .. 


بعد صحبت ح شد.. اینکه با همه رفیق است .

من گفتم : به نظرم ح خودشو اورده پایین تا بتونه با همه دوست شه 


- شایدم خودشو اورده بالا.


نه ... نمیتونه این حرفش درست باشه . دنبال یه جمله گشتم تا اشتباه بودن حرفشو ثابت کنم. اما راستش ... هیچ جمله ای پیدا نشد . 

لاقل باید بهش میگفتم ح عادم سبکی است. اما خوب منم تو موقعیت های مختلف سبک بودم .. دلیل نمیشه 


_تنها سوار شدن مترو خیلی کیف میده

وقتی خواست پیاده شود .. باهام دست داد .. بعد به بقیه بچه ها ک کمی دورتر از ما نشسته بودند اشاره کردم و بهش گفتم : با بچه ها هم دست بده .


گوشه چشمانش را تنگ کرد و گفت : حسش نیست.. بعد از جهت مخالف رفت تا با بچه ها رودر رو نشود.


این کارش تاثیر بزرگی گذاشت روی رفتارم. موقع پیاده شدن عقب تر از بچه ها حرکت کردم. آن احمق ها حتی نگاهشان به من هم نیفتاد ... بعد هم از جایی که مسیرم با آنها متمایز میشد .. رفتم .. بدون خداحافظی و اینها . 


چه پست چرت و پرتی ! حالا میخوام همانکاری که با بچه ها کردم با بعضی از افرادی کنم که الکی اینجا دنبالشان کرده ام :دی 

فکر کنم زیادی دارم وبلاگم را به دنیای واقعی ربط میدهم ... شت توش 



پ ن : دعوای فراستی و اصغر نعیمی کارگردان فیلم سایه های موازی رو ببینید از سایت آپارات .. ۱۷ دقیقه است . در آنتن زنده شبکه سه ..(برنامه هفت )

نحوه استدلال های طرفین طرز کنترل خشم فراستی و حرص خوردن اصغر و لرزیدن دست هایش ... 

نعیمی میگوید فراستی از واژه های نامناسب و توهین آمیز در نقد هایش استفاده میکند و فراستی میگه این ادبیات منه و به تو ربطی نداره


نعیمی با تعجب میگه تو  اری با اون ادبیات با من حرف میزنی چطور میگی به تو ربطی نداره ؟؟؟ 


واقعن عایا اینطوریست ؟ عایا حق با فراستی است یا با نعیمی ؟ عایا دیگران حق دارند ادبیات مارا تغییر دهند ؟


نعیمی میگه فراستی توی یه بن بست گیر کرده 

و فراستی گفت کدوم بن بست؟ 

نعیمی کم اورد و گفت : بن بستی به نام مسعود فراستی 


دانلودش کردم و در دفعات مختلفی نگاهش میکنم. تازه خیلی هم کلاس داره جلو عادم های فوضول که توی موبایلت سرک میکشند و فکر میکنند داری پ.و.ر. تماشا میکنی خخخ

نظرات (۳۴)

  • پریسآتیس (:
  • ڪامنتام به عنوان یڪ پست اعلام استقلال میڪنه =))
    پاسخ:
    بله شاخ در اوردم از این حجم زیاد ! 
  • پریسآتیس (:
  • ڪیبوردم متفاوته ، بله .. خیلی هم باب میلم هست ((:

    دقیقا منظورم همون استفراغ ڪردن هست، اما بااین حال شوخی نبود. نمیدونم شاید به منظور دوستت اصلا مرتبط نبود اما من فڪر ڪردم این واقعا میتونه عبارت جالبی باشه.. یه جورایی انگار طرف نتونسته خودش رو هضم ڪنه، داره تمام خودش رو بالا میاره .. تا دیگران هضمشون ڪنن و برا خودش هضم خودش راحت تر باشه .. منظور واضح بود؟ میخوام اینو بگم ڪه یه وقتایی فرد خودش رو خوب نمیشناسه، یا خودش رو قبول نداره و بادی به هر جهته! پس رنگ عوض میڪنه برا بقیه!

    درمورد اون موضوعی ڪه شما و پرتقال جان مطرح ڪردین، استثنائات رو میذاریم ڪنار، هر چند باهاتون مخالف نیستم !

    ۱- ما نباید بقیه رو با خودمون و نیتمون مقایسه ڪنیم. به تعداد هر آدمی انگیزه و علت وجود داره ، اما من میگم درسته ڪه گاهی وقتها یه فرد اونقدری آسیب دیده ڪه خودش رو از بقیه دریغ میڪنه! اما خب من عقیده ام بر این ـه ڪه ڪسی هویت خودش رو پنهان میڪنه برای خودم هم در حد همون هویت پنهان باقی بمونه! چون هم خواسته ی فرد اجابت میشه، هم خودم رو درگیر آدم های مجازی و شاید هم خیلی مجازی، نمیڪنم.. این به معنای بدی نیست! فقط بیشتر مصمم میڪنه من رو به اینڪه جدی نگیرم این دنیای مجازی رو.. به هر حال رو این اصل عمل میڪنم (چندوقتی میشه (: )

    ۲- آلما توڪل هویت خودش رو پنهان نمیڪنه. از نام و نام خانوادگی واقعیشم گفته و از تفڪراتش فرار نمیڪنه.. آزادانه بیان میڪنه نگران چیزی هم نیست، لااقل اینطور بنظر میرسه

    ۳- باور ڪنید دیدم، طرف اسمش رو نمیگه ڪه شناخته نشه.. چون رو عقاید خودش هنوز شڪ داره.. رو رفتار خودش .. اما میخواد شڪش رو نشون نده و بگه ڪه قوی هست ( هممون ضعف داریم و گاهی واقعا ضعیف میشیم و ضعیف عمل میڪنیم، غیرقابل انڪاره، لازم نیست خودمون رو آدم ڪامل نشون بدیم، بعضیا این مدلی اند ڪه میخوان هویت اصلی ـه پنهان باشه و هویت خیلی مجازیشون، ڪامل باشه، ایده آلشون باشه) (قطعا همه اینجور نیستند، اما من اون تعداد ڪم رو عرض ڪردم)

    درمورداون قسمت فرمایشتون ڪه گفتین بی رحمی، وقتی ڪه صمیمی شی، میفهمی خیلی ها با چیزی ڪه نشون میدن و میخوان نشون بدن فرق دارن .. چند ده بار چه تو بیان، چه تو بلاگفا دیدم.. اما الان مصر شدم. ڪه به هیچ وجهی رابطه ای رو از مجازی نڪشونم به واقعیت زندگیم.. حتی در حد یڪ پیامڪ .. (بااینڪه آدمهای واقعی ڪم نیستن، نمیخوام شڪست بخورم ، یه چیزی مثل همونڪه پرتقال جان گفتن) شاید در آینده نظرم تغییر ڪنه، اما فعلا اینطور فڪر میڪنم!
    پاسخ:
    ممنون از توضیحات جامع ! (:
    یعنی زندگی با آدم های سطحی آسان نیست ... درد دارند ... هرچند خودشان نمی دانند که دردند ... آدم هایی که کتاب نمی خوانند ... آدم هایی که وقتی میگویی آشغالت را بنداز توی سطل نه وسط خیابان چپ چپ نگاهت می کنند ...
    هر روز بینشان دست و پا میزنم ...
    و مثل کسی که توی توالت عمومی به بوی بد عادت کرده و دیگر بویی حس نمی کند تقریبا ، تحملشان میکنم ...
    نه که بگویم من آدم بهتریم .. نه .. اما فازمان خیلی قر و قاطیست ... درد میدهند این آدم ها ... دردشان تا استخوانم نفود کرده
    توی خانواده و اکثر هم دانشگاهی هایم ...... دارم خفه می شوم و به زور ماسک اکسیژنی که خداست زنده ام.
    درد آدم های سطحی ... می فهمی منظورمو؟
    پاسخ:
    نه ...
     یعنی آدم های سطحی درد اند ؟ 
  • فاطمه (خط سوم)
  • من که مدتی هست این کارو با ادم های اضافی اطرافم کردم
    اولش سخته ولی بعدش راضی و خشنود میشی :))
    این عکسه چی میگه؟
    پاسخ:
    خوشم میاد همه گیر دادن به عکس :دییی 
    یادم باشه بازم ازین چیزا استفاده کنم برا جذب مخاطب ! 
    به حال و هوای پست می آمد  :)
    اره
    پاسخ:
    مگه من پشت سرشون بد گفتم ؟؟ تو فضای وبلاگ که پشت سر محسوب نمیشه ... روزی که اینجا خودسانسوری صورت بگیره روز نیست ..‌ شبه
  • پرتقالِ دیوانه
  • از طبقه 127 ام مغزم
    آدرس دقیق تر ندادم که نری دزدی :دی
    پاسخ:
    :/ 
    :دی
    اصن اون کامنتای قبلی رو فراموش کن از اول برات میگم
    جمله ی روبرو نقل قول از یه سری از افراده:"خودتو زیاد دست بالا گرفتن هم خوب نیست"
    بنده هم میفرمایم گورباباشون چون منم مث جنابعالی گاهی خودمو خیلی بهتر از بقیه میدونم
    ولی حداقل بعد پشت سرشون بد نگو
    پاسخ:
    اوکی فهمیدم :) ممنون که شکافتی ..

    مخاطب جمله آخر منم ؟ :دی
  • پرتقالِ دیوانه
  • چون خودم اینطوریم
    و زیاد دیدم کسایی که اینطوری باشن
    نه خب من دیدم بحث زیر عکس تخصصیه واردش نشدم
    گفتم همون حدود موافقتمو با بالاش اعلام کنم :دی
    پاسخ:
    حدود موافقت ؟ خدایی این ترکیبو از کجا اوردی؟ :دی 
    زیادی باکلاسه !!
    خب حالا باید ترنسلیت هم بکنم
    جمله اول یه نقل قول بود گفتم اینو بقیه میگن
    ولی گورباباشون من بهش اعتقادی ندارم
    پاسخ:
    خوبه عادم زیاد تایپ کردن رو عار ندونه و درست توضیح بده :/ 

    +ترنسلیت جمله بالا اینه که:  بازم نمیفهمم چی میگی

    ++ علائم نگارشی مثل ویرگول نقطه هم موجودات نازی هستند... باشون قهر نباش
    خوب نیست ادم خودشو سطح بالاتر از بقیه بدونه نه خییلی زیاد
    هرچند من خودمم اینکارو میکنم
    بنظرم گاهی کاملا اینکار نیازه حالا گوربابای تمام کسایی که معتقد به جمله ی اول هستن،البته اینم بگم که دیگه حداقل پشت سرشون بد نمیگم
    پاسخ:
    یه جمله درمیون ازین سنگر میپریدی به اون سنگر... گیجم کردی باو

    راستی فکر کنم من نویسنده جمله اول هستم 
  • ɐɹɐɓol •_•
  • مگه من گفتم غیز عادیه :|
    پاسخ:
    خوب جواب کامنت چک میکنی ها :)) 
    پستو بخون حاجی ! 
    پ.و.ر.
    خخخخ =)
    پاسخ:
    =|
  • پرتقالِ دیوانه
  • @پریساتیس

    خیلی ها هم خیلی واقعی مینویسن از ته دل 
    اما دوست دارن مجازی بمونن
    چون قبلا که با اسم و شخصیت واقعی خودشون مینوشتن
    باعث شد آسیب ببینن
    و میدونن که الان ممکنه چند نفر هنوز بخوان پیداش کنن
    پاسخ:
    با کلش موافقم ... به جز اون خیلی ها :) 
    از کجا آمارشان را دارید ؟:دی
    منم از فوتبال بدم میاد. متاسفانه رادیو و تلویزیون و همه ی رسانه ها هم طوری رفتار میکنن که ورزش فقط فوتبال هست.
    پاسخ:
    اه ... اونش خیلی رو مخه ...
     تازه هنر رو هم میگن فقط خوانندگی .. 
    + راستی رامبد جوان هم فوتبالی نیس... پرچم بالا:دی
  • خانم والیوم
  • بعد اونوخ دقیقن فارسیه؟:|
    "بطور دقیق" فارسیه:)

    اره باید برم کافی شاپش گوگولیمD:
    پاسخ:
    املاش فارسیه ... لاقل تنوین عربی نداره.
     تو بیا دقیقن رو مد کن فعلن ... اونوخ در مرحله بعد یه کلمه اصیل با خط میخی رو جایگزینش میکنیم. 
  • 👒فیـــــروزه بانـــــو👒 :)
  • ممکنه آدمی که با همه
    میجوشه خطرناک باشه...
    اما چیپ نیست.
    +هیچی مثل اون تیکه ای ک
    اکبرعبدی ب فراستی انداخت
    بهم نچسبید =))))))
    پاسخ:
    بهرحال بودن با همه لذت بخشه ولی ممکن نیست. اقیانوسی به عمق یک سانت به گوشت خورده عایا ؟

    اکبر بعد اون حرفش منو نا امید کرد کلن ... 
    خوب نیست منتقد هارو با این حرفا له کرد...... 
    به قول فراستی باید سطح خودمونو به نقد برسونیم .. (البته تو جمله اصلیش گفت سطح سینمامونو که البته مجاز از خودمونه خخخ)

    بغل * دستی !

    پاسخ:
    هاع؟ 
    ج کامنت خصوصی رو بده باو ..
  • پرتقالِ دیوانه
  • خیلی از عکسه خوشم اومد :))
    و اینکه با قسمت بالایِ عکسم تا حدودی موافقم
    پاسخ:
    به جاش میگفتی با قسمت پایینش مخالفم سنگین تر بودی ها :/

    LOL

  • زهیر خنیاگر
  • این بحثا چرت و پرت واقعا رو اعصابه بیای خوابگاه ما همش بحثاس همش مجبورم هندزفری بزنم ... ای گُه تو ای فوتبال مخصوصا از نوع ایرانیش ...
    پاسخ:
    البته بحث توی ون از وقتی داغ شد و به فحش های خواهر مادر دار رسید که پای فوتبال خارجی اومد وسط...

    اصلن یه جزئیاتی بلد بودند که اگر من میخواستم بلد باشم باید ۲۱ گیگ کتاب و فیلم و موسیقی هایی که دیده ام را رسمن دیلیت میکردم از حافظه ام. 
  • ɐɹɐɓol •_•
  • چشاش قشنگه :)
    پاسخ:
    چشاش عادیه :/ برا ژاپنیا بهتره
    :دی
  • پریسآتیس (:
  • ڪاملا نظرم جدی بود!

    بله مجازی ام! خیلی چیزهایی ڪه از من میخونید یا میدونید، مطمئنید صحت داره یا نه؟ میتونید مطمئن باشید واقعیه یا خیال؟
    یڪی مثل من سعی میڪنه ڪه حتی اسم و فامیلیش رو بذاره تا از شدت مجازی بودن ڪم ڪنه، اما بعضیا حتی اسم ڪوچیڪ خودشون رو هم نمیگن! من سعی میڪنم با تگ زدن موضع نوشته ام رو مشخص ڪنم ڪه لااقل از شدت مجازی بودن ڪم ڪنه! اما خیلیا میخوان مبهم باشم. نقدی بر اون نیست، هرجورند باشند، اما ڪسی ڪه هویت واقعی خودش رو پنهان میڪنه، بهتره مجازی بمونه! (این مجازی بودن به معنی بی احترامی ڪردن بهشون نیست، یا ندیدنشون، منظور اینه ڪه در حد یه نوشته توی یه وبلاگ باقی بمونند نه ڪه درگیرش بشیم)

    وقتی ڪه یڪم با مجازی ها جدی تر وارد رابطه شی، میفهمی چقدر با چیزی ڪه مینویسند فرق دارن.. از وقتی اینو فهمیدم خیلی ڪمتر به یه وب توجه خاص میڪنم چون خواه ناخواه گذر زمان ثابت میڪنه، اونی ڪه مینویسه به احتمال قوی بااونی ڪه از خودش تو نوشته اش نمایش میده فرق داره!
    پاسخ:
    جالبه ... این ک های کشدارتون رو میگم :| از کیبورد خاصی استفاده میکنید .. نه ؟ 
    این ک ها به جدی بودن کامنتتان لطمه میزند .. اشاره ام به کامنت قبلیست..

    مثلن میشود درست توضیح دهید چرا بالا اوردن معنی پایین اوردن میدهد ؟ آنقدر گنگ گفتید که من فکر کردم شوخی بود و بالا اوردن رو (گلاب به روتون) همون استفراغ کردن معنی نمودید ..

    بگذریم :دی
    منم تا حدی با پرتقال موافقم .. البته راه های مختلفی هست که هم نام داشت هم مجازی ماند. مثل آلما توکل .. اصلن نام مستعار انتخاب کردن قدمتی به اندازه عمر بشر دارد. ولی خب نام مستعار باید لاقل گویای جنسیت باشد :دی

    پاراگراف آخرت چقد ترسناک بود .. اونی که مینویسه با اونی که توی نوشته است فرق داره .. به نظرتان چی باعث میشه یه فرد همچین بی رحمی ای رو در حق خواننده مرتکب بشه ؟؟ 

    شاید باید کمی با افراد رک بود و همان اول فهمید چند مرده حلاجند و اینها.. من اصولن کسانی را که کامنت های محتاطانه میدهند دوست ندارم قشنگ معلوم است یه ریگی توی کفششان است.. البته بعضی هایشان هم حال و حوصله ندارند که آن بحث دیگریست ! 
    این روز ها قدرت استدلالم آمده پایین. . . انگار قبل از اینکه بدنم از کار بیفتد و پیر شود.. مغزم پیر شده و خسته از اینهمه استدلال ..
    طبیعتا از فراستی خوشم نمیاد :)
    مسلما و حتما
    عکسه اینجا چی میگه؟
    پاسخ:
    خودمم نمیدونم

  • پریسآتیس (:
  • بنظرم منظورش از اینڪه خودش رو بالا آورده این نیست ڪه ارزشش رو بالا آورده، اینڪه بالا آورده خودش رو (ڪه در مضمون همون حرف خودت میشه دیگه، مجاز از اینڪه خودشون رو بی ارزش میڪنن)
    یڪی از دوستای منم همین ڪار رو ڪرد.. خودش رو آورد پایین، الان ارزش چندانی پیش دوستاش نداره!

    + دنیای مجازی آدماش مجازی اند، لازم نیست خیلی جدیشون بگیری (؛ اینو وقتی فهمیدم ڪه دیدم خیلی هاشون میخوننت تا بخونیشون، ڪامنت میذارن، تا ڪامنت بذاری، عزیز میگن تا عزیز بگی بهشون، دنبالت میڪنن تا دنبال ڪنیشون ، شاید برای همینه دنبال ڪننده خاموشم اڪثرا (؛ هیچڪس رو جز خودت جدی نگیر تو این دنیا ڪه خیلی از عقاید حتی واقعی نیست!
    پاسخ:
    پاراگراف اول نظرت جالب بود ! منتها فکر نمیکردم تا این حد شوخ باشید :دی

    خود شما هم جزو آدمای دنیای مجازی اید ! یعنی میگویید که مجازی اید ؟؟
    اصلن متاسفانه قضیه همینه که ما به آدم های واقعی اینترنت، دیدی مجازی داریم و اینطوری اونا رو اذیت میکنیم ... صرفن چون مجازی اند ! 

    اتفاقن جدی نگرفته ام :)) اگر میگرفتم که کارم به خودکشی میرسید .. بس که بعضی هایشان میخواهند خون آدم را بکنند توی شیشه :/ یعنی اگر همان دیالوگ ها رو توی صورتم میگفتن میرفتم دنبال طناب دااااار 😂lol

  • خانم والیوم
  • قسمت اول دقیقااااا نباید خودتو پایین بیاری. تو میخوای بگی من تو دوستی با تو متواضعم ولی اون یه چیز دیگه برداشت میکنه:)

    عاشق فراستیم عشفمهD:
    پاسخ:
    دقیقن رو اینطوری بنویس خانوم والیوم ... اون شکلیش عربیه.
    کافی شاپش میدونی کجاست ؟؟ یه بار بریم از نزدیک زیارتش کنیم :)) 
  • پنیر سوئیسی
  • میفهممت . البته یه بخشیش برمیگرده به سرشت آدما . بعضیا ذاتا درونگران و دوست دارن بیشتر تو خلوتشون تفکر کنن تا اینکه تو جمع راجبه فوتبال و این مزخرفات وقت تلف کن صحبت کنن . در واقع یعنی اونقدرا هم نیاز به مقبولیت و محبوبیت تو اجتماع ندارن که برن سراغ این چیزا .
    از طرفی افراد متفکر معمولا افکارشون عمیقتره . برا همین خیلی با آدمای سطحی که تفکرات سطحی دارن نمیتونن دمخور بشن چون هر دو طرف معذب میشن یجورایی . با کسی که جم تی وی میبینه مسلما نمیشه راجبه فیلمای پولانسکی حرف زد .
    نمیخوام بگم من متفکرم و این حرفا ولی خب نسبت به کسایی که وقتشو انقدر راحت با چیزای مزخرف تلف میکنن ؟ قطعا من و تو به لحاظ فکری تو جایگاه بالاتری هستیم . گرچه نمیدونم این واقعا ارزش محسوب میشه یا نه .

    جالبه . اتفاقا منم دعواشونو دیدم اون شب . به نظرم فراستی هم یه جورایی معذب شده بود اون آخراش . یه جورایی لبخندش عصبی بود .
    نمیدونم . بحث برخورد با آدما نسبیه ظاهرا . اینکه فراستی مجبور باشه ادبیاتشو عوض کنه هم یجورایی یعنی حقش ضایع شده . کلا واژه ی "توهین" انگار تعریفش از نظر هرکس متفاوته .
    پاسخ:
    فراستی هیچ وقت معذب نیست... کسی که در یک کشور دیگه برای پول دانشگاه کار حمالی میکرده به خودی خود شخصیت پخته ای محسوب میشه و افراد پخته هم هیچ وقت معذب نمیشن.. لاقل این نظر منه :)
    درونگرایی ... چه واژه زیبایی !
    این روزا نیمه درونگرا نیمه برونگرا هستم... از اندک تجارب سطحی زندگیم برای روابط با ادما بهترین استفاده رو میکنم. مثلن دیروز بحث سیمپسون ها شد که مسلمن من ندیدم ولی زیرکانه بحثو کشوندم به هپی تری فرندز تا بتونه بحث در جریان باشه و اینا ! البته از شانس من بود که طرف مقابل هپی تری فرندزو دیده بود :دی 

    در ضمن تحقیقاتم درباره انتخابات عامریکا هم به دردم خورد :دی همین طور ادگار آلن پو شناسی ام ... طرف خدای این چیزا بود و از همش خبر داشت 

    کامنتت شاید کمی تند و تیز باشه برای بعضی از خواننده ها ... :/ (میبینی ؟ حتی اینجا هم نیمه برون گرا هستم ) :)
    اصن اسم فراستی باشه من نمیخونم متنو اینقدر از این یارو بدم میاد :/ 

    در مورد فوتبال ، درسته بعضی وقتا یه رفتارایی میبینیم که زیبای فوتبالو تحت تاثیر قرار میده ، وقتی تو ورزشگاها مثه دشمن خونی مردم میافتن به جون هم و با سنگ سرهمو میکشنن! وقتی به آدما توهین میکنن و فحش میدن...
    من خودمو از این محیطا فاصله میدم و لذت میبرم... از زیبایی های فوتبال :)

    در مورد دوستی ها هم که حرف حق بود:) اینجا هم همینطوره دقیقا با همه مجازی بودنش
    پاسخ:
    خب پس خوب شد آخراش اسم فراستی رو اوردم... من صرفن اون دعوا رو خوشم اومد چون میتونه آدمو به فکر وادار کنه... مناطره کلینتون و ترامپ هم همین بود.. مگرنه من عمرن برم یه سخنرانی از ترامپ رو اینقدر ریز تحلیل کنم برا خودم !
    فوتبالی نیستم... آی هو نو آی دی عا 

    + دقیقن ! 
  • فرید صیدانلو
  • به هرکی زیادی رو بدی خودش رو گم میکنه
    هرکی اندازه ارزشش، چه اینجا چه دنیای واقعی
    +اصلا از فراستی خوشم نمیاد :/ 
    پاسخ:
    لابد یکی هم به فراستی رو داده خخخخ

    اه چقدر درباره عادم ها حرف زدم حالم به هم خورد 
  • پاییزِ سالِ بعد
  • منم ترم های اول دانشگاه که یه شهر دیگه بودم موقع برگشت به سمت خونه، توو اتوبوس با چندتا همشهری هام که همکلاسی هام بودن هم مسیر بودم، و از بس عادت کرده بودم با اونا برگردم این مسیر رو،یک روز که نبودن از تنهایی برگشتن وحشت می کردم و تا خونه استرس بدی داشتم از اینکه همراهم نیستن، بعد تر دیدم این خیلی بده که به اون ها متکی ام و تصمیم گرفتم مستقل از اون ها برگردم خونه و این شد که بهتر شدم، اما الان دلم برای اون روزها تنگ شده.
    یادمه موقع ناهار دانشگاه می ترسیدم تنها برم توو صف ناهار و ژتون ناهار مو بگیرم، و اونجا هم باید دوستام می بودن، یه روز متوجه این رفتارم سر صف ناهار شدن و تصمیم گرفتن منو تنها بفرستن توو صف، هوووف چقدر استرس داشتم اون روز انگار که آشپز دانشگاه بخواد منو بخوره :)
    پاسخ:
    شما میگفتی دور خودت دیوار بکش ... از قضا خودت دستی در عاتش داشتی ؛)
    منم اگر فراموشم بشه خودمو میبینم که چسبیدم به یه نفر... ولی هیچی لذت بخش تر از این نیست که توی یک جمع ۴ نفره سریع زیر لبی بگی : من میرم فلانجا و ترکشان کنی و بروی تنهایی ناهار بخوری
    :)
    پاسخ:
    اینجور نظرات حذف میشوند ..

    حالا دفه اول عیب نداره
  • ابو اسفنج بلاگفانی
  • :/
    پاسخ:
    :| 
  • فیشـ ـنویس
  • نظرت درمورد دعواهه چیست؟


    پاسخ:
    تو هم دیدی ؟؟ 
    به نظرم برنده بحث مسعوده ... ولی خب مسعود نمیخواست به خودش زحمت بده تا اصغر رو قانع کنه و صرفن با دلیل و مدرک باش مخالفت میکرد.

    از طرفی دلم برای اصغر میسوزه چون شهامت یافت و حرفی رو زد که خیلی ها میخواستن بزنند ولی خب توی اون استدیو همه طرفدار فراستی بودن و در واقع دعوای منصفانه ای نبود ..‌ اگر مثلن یه نفر دیگه هم اونجا بود حتمن برنده یک نفر دیگه میبود ! 

    راستی من مگه نظرمو نگفتم توی پست ؟ :(
    عکسو!!!
    پاسخ:
    باحاله :) نه زیادی زنانه است نه زخمتی مرد هارو داره
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">