یک وبلاگ آزاد ! هر انتقادی به جاست.

هدیه

این روز ها توی مترو که میروم سریع یه روزنامه در میارم و میخونم . بله خسته شدم از بس ملت منو یه جوری نگاه کردن که انگار از اردوگاه پناهنده ها فرار کردم ! 😂 

حالا یه جوری اینو میگم انگار تو خود ایران وقتی وارد مترو میشدم کسی چپ چپ نگاه نمیکرد ‌ اتفاقا تو ایران خیلی بیشتر بود ! 😂 باز تو اروپا هر جور بیام بیرون منو به چشم یه خارجی میبینن . پس عادیه متفاوت باشه . 

تو ایران منو به چشم یه ایرانی میدیدن پس هر یک ذره تفاوت با نرم جامعه کلی بولد میشد و مردم چهار چشمی نگاه میکردن . 

کل قضیه نگاه کردن البته یه سمبل هست. نه اینکه من برام نگاه کردن مردم مهمه ولی ازش میشه خیلی اطلاعات گرفت چون مردم بعد ها بر اساس همون نگاه ها رفتار میکنن . 

پ ن : یه پست طولانی تر هم نوشتم درباره دانشگاهم و اینکه تفاوت نژادی و جنسیتی چقدر میتونه موثر باشه در نحوه ارتباط با بقیه که البته بیخیال شدم عمومیش کنم و فقط به صورت پیشنویس درش اوردم. :)
sina S.M
پرهام :
۱۹ شهریور ۰۰:۴۸
تو ایران چرا؟ به خاطر بلندی قدت مثلا؟

من به عنوان یه یار واقعی باهات بیعت میکنم، اون ۴ تای دیگه رو آوانس بده پستت رو منتشر کن که ممکنه فضولی بترکم همین یه یارت روهم از دست بدی :/
پاسخ :
 به خاطر اینکه ابرو برنداشته بودم و یقه اخوندی هم نداشتم ! 😐 گویا ادم باید جزو یکی از این دو دسته باشه تا عادی به حساب بیاد . 

قول میدم به دم در خانه ات پستش کنم 😂 ادرس ایمیلتو بده 
سکوتـــــــــ پاییزی
۱۸ شهریور ۲۲:۲۶
و ارتباط متن با هدیه چیه؟
پاسخ :
مگه نمیدونی اسم اثر جدید استاد ملکی ایرج ملکی هدیه ست ؟
حسین ژوان
۱۸ شهریور ۱۶:۲۳
1.از نگاها نترس
2.عمومیش کن لطفا(لااقل خصوصی)
پاسخ :
بخدا اگه یک نفر بخواد اون متنو بخونه من براش حاضرم با بسته بفرستم دم در خونش ... 

حکایت امام حسن که میگفت اگه ۵ تا یار واقعی داشتم هیچ وقت اون صلح نامه رو امضا نمیکردم . 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان